« وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلّا قَلِيلًا » ؛ « 1 »
« داده نشدهايد از دانايى مگر اندكى » .
و مانند آيه :
« وَلا تَقُولَنَّ لِشَىْءٍ إِنّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلّآ أَن يَشآءَ اللَّهُ » ؛ « 2 »
« كارى را كه قصد دارى انجام دهى نگو من فردا انجام دهندهام مگر آنكه بگويى ان شاء اللَّه » .
حلّ اشكال پيرامون تفسير اين آيات علاوه بر آنچه قبلًا بيان شد به چند وجه ممكن است :
راه حلّ اوّل :
از جمله اينكه ممكن است مراد از « لا تعلمهم » نفى علم از پيغمبر قبل از اعلام خدا يا قبل از آنكه مشيت آن حضرت تعلق به علم به آن موضوع بگيرد باشد كه نفى علم از آنها در اين رتبه شده باشد ، رتبهاى كه در آن رتبه بدون تلقى علم از خدا به غيب امكان ندارد .
راه حلّ دوم :
اين است كه گفته شود : جملهء « لا تعلمهم نحن نعلمهم » و امثال اين جملهها ، گاهى در مقام تعظيم و اعتناى به موضوع آورده مىشود كه گويندهاى كه از مخاطب اعلم و اعظم است ، با اينكه مىداند مخاطب هم از آن موضوع با اطّلاع است ، مثلًا براى نهايت ذم و نكوهش كسى مىگويد : تو نمىدانى ، يا فلانى را نمىشناسى ، من او را مىشناسم ، كه در حقيقت اين نحو استعمال يك نوع استعمال
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 85 .
( 2 ) . سوره كهف ، آيه 23 و 24 .