« اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَما تَزْدادُ وَكُلُّ شَىْءٍ عِندَهُ بِمِقْدارٍ » ؛ « 1 »
« خدا آنچه را كه هر ( جنس ) مادهاى بر مىدارد و آنچه را رحمها مىكاهد و آنچه را زياد مىسازد مىداند و همه چيز نزد او به اندازه است » .
وجه چهارم :
اينكه نفى علم به موارد پنجگانه از غير خدا بالذات است ، يعنى هويّت و ذات غير او حاجت محض و فقر مطلق است ، پس منافات ندارد كه بالعَرض و به افاضهء خدا اين علوم را دارا شود .
وجه پنجم :
اين است كه مراد از اختصاص علم غيب به خدا اين است كه مصداق واقعى و حقيقى علم كه از هيچ لحاظ جهلى در آن متصوّر نيست ، علم خدا است كه ذاتى است و هويتش عين علم و عين حيات و عين قدرت و ساير صفات ذاتيهء كماليه است ، چنانكه مصداق واقعى حقيقى عالم نيز كه نه زماناً و نه رتبةً و نه از حيث ذات ، جهلى در او نيست خدا است كه تمام موجودات در ذات خود جاهل و محتاج هستند و فقط او عالم بالذّات و غنى بالذات است . اگر آنى فيض او قطع شود ، همهء دانايان و همهء موجودات در جهل تام و نيستى مطلق سقوط مىكنند :
« قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصارَكُمْ وَخَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِهِ » ؛ « 2 »
« بگو آيا مىبينيد شما ، اگر بگيرد خدا گوش و چشم شما را و مهر زند بر
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 8 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 46 .