كرده ، خدا پيغمبرش را از حوادث آينده خبر داد ، مانند اينكه فرمود :
« سَتَفْتَحُ مَكَّةَ » ؛
« به زودى مكّه را فتح خواهى كرد » .
يا پيغمبر ، وصى خود را از آينده و فردايش خبر داد مانند :
« سَتُقاتِلُ النّاكِثِينَ » ؛
« به زودى با پيمان شكنان جنگ خواهى كرد » .
چه مىباشد ؟
جواب مىدهيم : اين آيات بر دو دسته هستند ؛ يك دسته آياتى هستند كه ظاهر آن به طور اجمال ، اختصاص علم غيب به خدا است كه اطلاق يا عمومشان ، مخصص و مقيد شده است به آيه : « إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السّاعَةِ » و پس از اين تخصيص كه به حكم « القرآن يخصّص بعضه بعضاً كما يفسّر بعضه بعضاً » مسلّم و معتبر است ، مىگوييم :
تفسير آيه به نحوى صحيح است كه با آن علم ضرورى بديهى و اخبار پنجگانه به موجب تاريخ و حوادث و وقايع كثير ثابت و محرز است و قابل انكار نيست و كتاب و سنّت هم آن را تأييد مىكند .
پس در تفسير اين آيات اگر نگوييم از آيات متشابه است ، تفسير صحيح اين است كه با آنچه خارجاً وقوع يافته موافق باشد و از ظاهر لفظ و كلام نيز عرفاً خارج نباشد .
و اين به يكى از چند وجه ممكن است : « 1 »
هامش
( 1 ) . بعضى از وجوهى كه ذكر مىشود ، با بعضى ديگر متّحد است ولى از نظر واضح شدن مطلب با عبارات و بيان ديگر نيز جداگانه و على حده نوشته شده ، چنانكه اگر كسى در اين وجوه دقت كند ، براى او جواب اشكالاتى كه در هر دو دسته از آيات تصور شده ، واضح مىشود .