تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
يَشآءُ » ؛ « 1 » « خدا شما را بر غيب مطّلع نمىگرداند و ليكن از پيغمبرانش هر كسى را كه بخواهد براى اطّلاع بر آن برمىگزيند » . وجه دوم : كه پس از تقييد اطلاقات به اين موارد پنجگانه گفته مىشود ، اين است كه علم خدا حضورى ذاتى و عين ذات ، و علم پيغمبر و امام نسبت به غير موارد پنجگانه حضورى غير ذاتى و نسبت به موارد پنجگانه حصولى و اشائى است . وجه سوم : اينكه مراد از اين آيه اين باشد كه علم اين موارد پنجگانه به طور عموم به نحوى كه شامل تمام افراد و انواع و مجردات و ماديّات باشد ، اختصاص به خدا دارد ، امّا براى ولىّ و امام تا حدودى كه بر ما مشخص نيست نيز اين علوم حاصل مىشود و به عبارت ديگر به طور نامحدود اين علوم مختص به خدا است و براى پيغمبر و امام به طور محدود حاصل مىشود و ممكن است مؤيد اين وجه باشد ، اين آيه شريفه :
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 179 ؛ محتمل است غيبى كه در اين آيه مذكور است ، همان غيب مختصّ به ذات خدا باشد كه جز انبيا و ائمّه ، كسى بدون واسطه استعداد تعلّم آن را از ذى علم نداشته باشد و مقصود اين است كه بدون واسطه انبياى الهى شما را به سرّ غيب آگاه نمىكند ولى از پيغمبرانش بر مىگزيند هر كه را بخواهد تا شما را از غيب آگاه كنند . و گرنه معلوم است كه بسيارى از مردم حتى به وسيلهء خواب و مانند آن را بعضى غيب‌ها آگاه مىشوند و به واسطه انبيا هم بر بسيارى از غيب‌ها اطّلاع داريم . پس اين دليل بر اين است كه علم غيب را بايد از انبيا گرفت . و ممكن است مراد اين باشد كه خدا غير از انبيا كسى را با واسطه يا بدون واسطه از علم غيبى كه مختص به ذات او است ، آگاه نمىسازد و بنابر هر دو احتمال اگر دقت شود ، آيه : « إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السّاعَةِ » تقييد مىشود و به كلى اشكال مرتفع مىگردد .