شده است ، و چگونه مىشود كه اين روايات كه به صدورشان يقين داريم ، اگر مخالف با قرآن باشند ، از امام عليه السلام كه اعلم مردم به علوم و مقاصد قرآن است صادر شده باشد .
مضافاً بر اينكه در همين پنج موردى كه شما گمان كردهايد آيه دلالت بر عدم تعلق علم امام به آن دارد ، به طور مسلّم در موارد بسيار ، پيغمبر و ائمه - صلوات اللَّه عليهم - خبر دادهاند ، و بلكه بر حسب قرآن ، از اين موارد ملائكه و انبيا خبر داده و انبياى گذشته از انبياى آينده خبر دادهاند و همچنين علم آجال خلق در نزد ملك الموت است .
لذا بايد گفت حتى آيه : « إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السّاعَةِ » با وجود اين قرائن معلوم ، اينگونه ظهورى را كه شما گمان مىكنيد ندارد .
پس در طرح پرسش در اين موضوع بايد سؤال از مفاد و تفسير اين آيات كرد به اين بيان :
سؤال :
با اينكه به طور قطع و يقين ، و بر حسب تواريخ مسلّم و احاديث معتبر بين اهل اسلام و آيات قرآن مجيد ، پيغمبران و ملائكه و ائمه عليهم السلام از موارد مذكور در همين آيه مانند :
« ما فِي الْأَرْحامِ » ؛
« آنچه كه در رَحمها است » .
آجال و آيندهء اشخاص خبر دادهاند ، پس مراد از اين آيه و ساير آياتى كه ظاهر آن ، نفى علم غيب از غير خدا و اختصاص آن به خداوند متعال است ، چيست ؟
و معنى اختصاص علم اين امور به خدا - با اينكه به قول ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 362 - در شرح خطبهء 126 كه ايرادكننده به آن استشهاد
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٢٦