و خانهاش دفاع مىكند و عنايت كم و لقمهء نان صاحبش را بر سفرههاى چرب ديگران بر مىگزيند ، من هم بر سر كوى شما مقيم شده و در خانهء شما را رها نمىكنم ، و به پاسبانى منزل محبوب و مراد خود افتخار مىكنم .
اين تعبير بسيار عرف پسند و شيرين و عاطفى و مهيّج است و در اشعار شعرا و اهل ذوق عرب و عجم ، بسيار است كه در درگاه خدا ، يا پيغمبر يا امام ، حقيرانه خود را سگ مىشمارند ؛ مانند اين اشعار :
لقمهء نانى به اين سگ كن عطا * كم نگردد از عطايت اى خدا
شاها چو تو را سگى ببايد * گر من بودم آن سگ تو شايد
هستم سگكى ز حبس جسته * بر شاخ گل هوات بسته
از مدح تو با قلادهء زر * زنجير وفا به حلقم اندر
خود را به قبول رايگانت * بستم به طويلهء سگانت
افكن نظرى بر اين سگ خويش * سنگم مزن و مرانم از پيش
من سگ اصحاب كهفم بر در پاكان مقيم * نيم نانى مىرسد تا نيم جانى در تن است
و اين ضعيف هم در منظومهء مناجات على عليه السلام خطاب به آن حضرت عرض كردهام :
بستهء سنبل گيسوى توام * فخرم اين بس كه سگ كوى توام
نابغه علم و ادب و افتخار جامعه شيعه و اسلام ، شيخ بهاء الدين عاملى قدس سره براى كسى مثل شاه عباس كبير از بين تمام القاب شاهانه اين لقب را برگزيده و در آغاز كتاب " جامع عباسى " چنين مىفرمايد :
« چون توجّه خاطر ملكوت ناظر اشرف اقدس ، كلب آستان على بن ابىطالب عليه السلام شاه عباس الحسينى الموسوى . . . »