طريقه مخصوص و شيخ و پيرو و مرشد و سلسلهاى شدهاند كه از شرع نرسيده است و آنجا يك مركز آزاد براى همه و بدون قيد و شرط است .
مع ذلك چون مقام ، مقام بيان حقيقت است ، تذكّر مىدهم كه حفظ مركزيت مساجد - كه خانهء خدا و خانهء عموم مسلمانان است - لازم است و همه بايد با هم در عمران مساجد به جماعات و مجالس دعا و وعظ و تبليغ و قرائت قرآن و غير اينها همكارى كنند تا باشكوهترين اجتماعات دينى در مساجد تشكيل شود و قدر و منزلت مسجد محفوظ بماند . و اگر اين مؤسسات را هم به نام آن حضرت در مسجد قرار دهند يا رواقى از رواقهاى مسجد را به اين عنوان بنامند ، يا آنكه مدارس و مراكز تبليغى تأسيس كنند و به نام جامع المهدى يا مسجد المهدى يا رواق صاحب الامر ، يا مدرسة المهدى و مكتبة المهدى بنامند ، و در موقع خواندن دعاى ندبه يا كميل يا ادعيه ديگر از آنجا استفاده كنند ، مناسبتر و با نظر مبارك خود آن حضرت موافقتر است ، به علاوه در تأسيس اين اماكن ، وضع محيطها و مساجد و مناسبتها را هم بايد در نظر گرفت .
امّا اينكه نوشته شده : بعضى خود يا ديگران را سگ امام مىشمارند و شرافت مؤمن به اين است كه آدم حقيقى باشد نه سگ .
جواب اين است كه : هيچ كس نمىگويد مؤمن سگ است ، و اين عبارات كه من سگ درگاه خدا يا سگ در خانهء پيغمبر يا امام هستم ، معنايش اين نيست كه من سگ هستم . اين الفاظ معناى لطيف و دل پسندى دارد كه خود به خود در ذهن شنونده وارد مىشود و لذا كسى جز شما به گويندهء آن اعتراض نمىكند كه چرا خود را سگ خواندى و چرا دروغ گفتى . غرض اين است كه همانگونه كه سگ در خانهء صاحبش را رها نمىكند و اگر او را براند و دور كند به جاى ديگر روى نمىآورد و وفا و حقشناسى دارد و پاس احترام ولىّ نعمت خود را نگاه مىدارد و از صاحبش
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤١٢