طرح نبود ، بعد از پيغمبر نيز همان نظام و همان ولايت ادامه مىيابد .
و امّا معايب دموكراسى
اوّل اين است كه چون بر مبناى اصالت رأى خود انسان و عدم تعهّد دينى و عدم اعتماد به رهنمودهاى الهى است ، پشتوانهء وجدانى و عقيدتى ندارد و چنان نيست كه رأى دهندگان وجداناً خود را مسؤول بدانند كه فرد لايقتر و شايستهتر را انتخاب كنند و تحت تأثير اغراض شخصى و عوامل مختلف قرار نگيرند ، و جاهطلبى و علاقه به شخصى يا به بُرد يك حزب و باخت حزب ديگر ، در نامزد شدن نامزدها دخالت نداشته باشد ، يا نمايندگان در اظهار رأى فقط به حقّ و عدالت نظر داشته باشند .
هرگز چنين نيست ! چيزى كه در اين مجالس كمتر مطرح است ، حقّ و عدالت است و بهترين نمونه ، سازمان ملل است كه با اينكه در سطح عالىتر است ، اكثر يا همه نمايندگان در رأى دادن ، ملاحظات خصوصى و جبههبندىهاى سياسى را مىنمايند . اگر پيشنهادى را " و تو " مىكنند ، اگر سخنرانى و داد و فرياد مىنمايند ، و براى حقوق ملّتهاى ضعيف دلسوزى مىكنند ، غير از بازىهاى سياسى چيز ديگر نيست .
مثلًا روسيه ؛ اگر از فلسطينىها به ظاهر پشتيبانى مىنمايد ، يا از جنبشهاى به اصطلاح آزادى بخش حمايت مىكند ، غرضش نه آزادى فلسطين و نه رهايى ملّتهاى مستضعف است ؛ بلكه براى اين است كه آمريكا را بكوبد و نفوذ خود را گسترش دهد . اگر اسرائيل جزء اقمار روس بود ، حكومت روسيه همين عمل آمريكا را با مردم فلسطين مىكرد . همچنين آمريكا اگر تجاوز نظامى روسيه به افغانستان را محكوم مىكند و سر و صدا راه مىاندازد و خروج فورى نظاميان روسيه را از