و زندگى ساده و بىپيرايش و بىتجمل او ، و كوفهء على و خانه محقرى كه حتى از اثاث و فرش عادى خالى بود ، مىباشد . « 1 » در جنگ بدر كه مسلمانان به تعداد نفرات مركب نداشتند ، پيغمبر نيز مانند سربازان كه به نوبت سوار و پياده مىشدند در نوبت خود پياده مىرفت و هرچه اصرار و خواهش مىكردند كه سوار باشد ، نمىپذيرفت . على عليه السلام خودش با دست خويش كفشش را وصله مىزد و لباس وصلهدار مىپوشيد و از تشريفات ملوكانه نه فقط بيزار بود ، كه سخت در هراس بود . داستان دهقانان انبار با آن حضرت را كه در نهج البلاغه نيز مرقوم است ، بخوانيد تا به حقيقت نظام امامت و برنامههاى آن تا حدى آشنا شويد . « 2 » اين نظام به خدا نسبت دارد و بايد به خدا نسبت داده شود ، هم موهبت الهى و هم امانت الهى است ، رجال الهى فقط شايسته آن مىباشند كه اين امانت به آنها سپرده شود .
اين حكومت مانند نبوّت و رسالت است كه با زور سر نيزه و فشار و اختناق و انتخاب مردم به دست نمىآيد . آنكه سلاطين و رؤساى حكومتهاى مختلف دارند ، نه موهبت الهى است و نه امانت او است ، محال است كه موهبتهاى الهى
هامش
( 1 ) . در سفينه ، از سويد بن غفله روايت كرده است كه گفت : بعد از اينكه مسند خلافت به ظاهر نيز به وجود على عليه السلام زينت يافت و بيعت به آن حضرت انجام گرفت ، حضور او شرفياب شدم . روى حصير كوچكى نشسته بود و در خانه چيز ديگرى ( از اشيا و اثاث و لوازم ) نبود . عرض كردم : يا اميرالمؤمنين ! بيت المال در دست تو است و در خانهء تو ، چيزى كه خانه به آن نياز دارد نمىبينم ؟ فرمود : پسر غفله ! خردمند در خانهاى كه از آن منتقل خواهد شد ، اطاقى براى خود فراهم نمىكند . ما را خانهء امنى است كه بهترين كالاهايمان را به سوى آن فرستادهايم و خودمان نيز ، پس از اندك زمانى به آنجا مىرويم .
( 2 ) . رجوع شود به تعليقه 3 .