تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
افغانستان مىخواهد ، نه به خاطر ملّت ستم‌ديدهء افغانستان و مظالمى است كه نظام حاكم روسيه در آنجا مرتكب مىشود ؛ بلكه براى اين است كه منافع خودش را در خطر مىبيند و الّا خودش هر كجا لازم باشد ، به همين عمل روسيه ؛ بلكه بدتر از آن دست مىزند . غرض اين است كه : از اين سازمان‌هاى بين المللى معلوم مىشود : وقتى نظامى پشتوانه ايمانى و عقيدتى نداشته باشد ، بازيچهء دست مفسدين و متجاوزين مىشود . دوم : از معايب دموكراسى اين است كه رأى اكثريت ، خواه حزبى باشد يا غير حزبى ، هميشه موافق مصلحت نيست ؛ بلكه غالباً رأى اقلّيت‌ها اگر وابسته نباشند ، به صواب نزديك‌تر است ، خصوصاً اگر از جهت كيفيت بيشتر مورد اعتماد باشند . مثل اينكه در يك مسأله سياسى يا حقوقى ، متخصصان سياست و حقوق با اينكه در اقلّيت مىباشند ، رأيشان مخالف اكثريت باشد . سومين ايراد بر اين رژيم اين است كه : اگر اكثريت مثلًا هشتاد درصد رأى به نظام اكثريت و به اصطلاح حكومت مردم بر مردم دادند و بيست درصد مخالف بودند ، چه مجوزى براى تحميل رأى هشتاد درصد بر بيست درصد ديگر خواهد بود ، و به فرض كه صد در صد افراد جامعه‌اى نظام اكثريت و هر نظام ديگر را پذيرفتند ، چرا افرادى كه بعد به سن بلوغ مىرسند ، در صورتى كه در اقلّيت باشند ، محكوم به قبول آن نظام باشند ؟ اين خود استبداد و استضعافى است كه اگرچه مفاسد استبداد مطلق را ندارد ؛ ولى جز به عنوان دفع افسد به فاسد نمىتوان آن را پذيرفت ، با اينكه دفع افسد به فاسد ، در صورتى منطقى و عقلايى است كه چاره منحصر به فرد باشد ، در صورتى كه با وجود نظام كامل شرعى و الهى ، هيچ‌گونه ناچارى در قبول اين استبداد