تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
زمين و تأمين رفاه و آسايش تمام بندگان خدا و متّحد كردن مردم است كه قرآن در اين زمينه مىفرمايد : « الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ » ؛ « 1 » « آنان كه اگر در زمين تمكّنشان بخشيم ، نماز بر پاى دارند و زكات دهند و امر به معروف كنند و نهى از منكر نمايند » . برنامهء اين نظام شرعى و الهى و ماهيت و حقيقتش با آن حكومت‌ها فرق بسيار دارد ، حقيقتش خلافت اللَّه و برنامه‌اش احكام اللَّه است .

حكومت سلطنتى

حكومت استبدادى و سلطنتى موروثى همان است كه فردى با كودتا يا جنگ و خونريزى بر ملّت و منطقه‌اى مسلط مىشود و خود را حاكم بر آن ملّت مىخواند و براى خود اين حقّ را قائل مىشود كه فرزندش را بعد از خود حكومت بدهد تا چيزى را كه خودش نداشت ، از او به ارث ببرد . در اينجا هيچ معيارى جز هواى نفس پادشاه در بين نيست و چيزى كه در آن ملاحظه نمىشود ، مصلحت عموم است . اين يك انتصابى است از جانب كسى كه خودش مقامى را كه از آن انتصاب مىكند ، غصب كرده است و آنچه را خود ندارد ، به ديگرى مىسپارد ، انتصابى است كه به آن ، امثال هلاكو و هرمز و محمّد رضاى پهلوى و پادشاهان خون خوار و جلاد و عياش و هرزه و ميگسار و بىشرف روى كار مىآيند . اينان براى اينكه مغلطه كارى كنند ، حكومت را يك موهبت الهى شمردند و خود را " ظلّ اللَّه " خواندند ؛ امّا كسى به آنها نگفت ، يا اگر گفت زندانى يا كشته شد ،
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 41 .