تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
كسى به آنها نگفت كه حكومت موهبت الهى است و به كسانى كه لياقت و شايستگى آن را داشته باشند ، اعطا مىكند . و چنان‌كه قرآن مجيد مىفرمايد : « لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ » ؛ « 1 » « عهد من به ظالمان نرسد » . ستمكاران به موهبت الهى نمىرسند . كسى به آنها نگفت كه آنچه شما مدعى آن مىباشيد و امثال « بوسوئه‌ها » براى « لويى » هاى فرانسه و ديگران براى ديگران گفتند ، و خواستند سلطنت اين خودكامگان را توجيه نمايند و از تنفر طبعى مردم از حكومت سلاطين بكاهند ، موهبت الهى نيست . و پاسخ به اين پرسش نمىشود كه : چرا افرادى با نداشتن ارزش‌هاى انسانى و عدم برترى اخلاقى و فضيلت علمى ، بايد بر مردم مسلط باشند كه مطلق العنان هرچه اراده مىكنند ، انجام دهند و امر و نهى و فرمانشان نافذ باشد و مسؤول كسى نباشند ، و كارشان قاعده و قانونى نداشته باشد ، و هيچ محكمه‌اى نتواند آنها را محاكمه كند و ما فوق محكمه و دادگاه باشند ؟ چرا آنها سزاوارتر به حكومت از ديگران هستند ؟ و چرا مردم در برابر آنها و در برابر مجسمه و عكس و تمثالشان تعظيم و كرنش كنند و به حال ركوع و بلكه سجود به خاك بيفتند و آنها را بپرستند ، تا حدى كه خاقانى بگويد :
اين است همان ايوان ، كز نقش رخ مردم * خاك درِ او بودى ، ديوار نگارستان
و خواجوى كرمانى بگويد :
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 124 .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 290 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني