از نقاط مهم و عمده امامت ، كه رياست و زعامت بر امور دين و دنياى مردم است و متبادر از آيات و اخبار ولايت است ، روشن مىسازد .
در اينجا تمام مطلب در اين است كه امامت و ولايت به نصّ و نصب پيغمبر صلى الله عليه و آله از جانب خدا صورت مىپذيرد و از ولايت مطلقه - چنانكه روح مذهب شيعه است - ارتباط دارد و عقيده به آن ، عقيده توحيد و تنزّه خدا را از شريك بودن در تمام شؤون الوهيت و ربوبيت كامل مىگرداند ، يا اينكه بدان نصّ پيغمبر و انشاى ولايت از جانب خدا ، مردم مىتوانند خود ، صاحب اين رياست عامّه و ولايت بر امور دين و دنيا را تعيين كنند كه لازم اين حرف اگر شرك و نفى ولايت خدا بر اين امر نباشد لااقل مداخله در شأنى از شؤون مطلقه الهيه بدون اذن او مىباشد و اين تعريف با قيد « به واسطه نبىّ » كه همان نصّ و نصب نبىّ را مىرساند ، بيان كننده مذهب شيعه در امامت است ، چنانكه بدون مثل اين قيد و اكتفا به « رياست عامه بر امور دين و دنيا » بيان مذهب ديگران است ؛ لذا در مقام تعريف امامت ائمّه اثنىعشر عليهم السلام اين تعريف كافى است و نقطه نظر شيعه را در جهتى كه عمده اختلاف بين فريقين به آن منتهى مىشود و در كمال عقيده به توحيد دخالت دارد ، روشن مىنمايد و غرض از تعريف هم همين است .
با اين حال ، ناگفته نماند : در تعريف امامت ، اگر بخواهيم آن را به معناى وسيعى كه شامل امامت انبيا هم مىشود ، تعريف كنيم ، بايد قيد « به واسطهء نبى » به جملهاى كه مناسب براى معنى باشد ، اصلاح شود ؛ زيرا امام همانطور كه امكان دارد غير پيغمبر باشد مثل ائمّه طاهرين عليهم السلام كه مقام پيغمبرى نداشتند ممكن است پيغمبر باشد ، چنانكه در قرآن مجيد حضرت ابراهيم و جمعى ديگر از پيامبران امام خوانده شدهاند و ظاهر اين است كه اعطاى مقام امامت به پيغمبر بلند پايهاى مثل حضرت خليل الرحمان عليه السلام پس از نبوّت و رسيدن او به مقام خِلّت بوده است ،
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٢٥