تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
وسيله است و تحمّل مسؤوليت بسيار سنگين كه هيچ كس به عنوان اينكه آن را وسيله امرار معاش يا اشغال مقام يا تبليغ به نفع خود و تحويل گرفتن حمد و ثنا و مدح و تملّق سازد ، نبايد دنبال آن برود . تكليفى بزرگ است كه هركس به آن مكلّف شد ، بايد به تكليف شرعى خود عمل كند و امانتى بس گرانبها است كه به دست هر كسى سپرده شود ، بايد در حفظ و نگهدارى آن ، تمام قدرت خود را صرف نمايد آنها كه به مقام و امارت و حكومت به نظر استقلالى نگاه مىنمايند و از آن برترى مىجويند ، حتماً شايستگى آن مقام را ندارند : « تِلْكَ الدّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » ؛ « 1 » « ما اين خانهء آخرت ( بهشت ابدى ) را براى آنان كه در زمين ارادهء علو و فساد و سركشى ندارند مخصوص مىگردانيم و حسن عاقبت خاصّ پرهيزگاران است » . اينك سخن را در مسأله شناخت نياز جامعه به مدير و مركز و شكل مديريت و شناخت آن در نظام اسلام در اينجا پايان مىدهيم و در ادامه ، بحث امامت عامه را كه شامل شناخت شش امر است ، به تحليل و بررسى شناخت امر دوم از آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 83 .