تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣

2 . شناخت مفهوم امامت

در بحث گذشته و بررسى نياز جامعه به مديريت و نظام اسلامى آن به اين نتيجه رسيديم : يگانه نظامى كه مشروعيت دارد و به هيچ زمان و مكان اختصاص ندارد ، نظام امامت است كه مثل كل اسلام كه دين جهانى و ابدى است ، نظام جهانى و جاودانى اسلام است . در اين بحث ، مقصود شناخت مفهوم امامت است كه چون پيرامون مفهوم لغوى و اصطلاحى آن در رساله‌اى جداگانه و در ضمن رساله‌هاى ديگر ، براساس آنچه از آيات قرآن مجيد و احاديث استفاده مىشود ، توضيح داده‌ايم . در اينجا فقط به مفهوم اصطلاحى آن ، كه علماى علم كلام و اعتقادات فرموده‌اند ، اكتفا مىكنيم . يكى از تعريفاتى كه دانشمندان و صاحب نظران و محققان علم كلام از امامت فرموده‌اند ، اين است كه : « امامت ، رياست عامّه بر امور دين و دنياى مردم است به واسطهء پيغمبر » . « 1 »
هامش
( 1 ) . علّامه حلّى در باب حادى عشر ( بحث امامت ) مىفرمايد : « الامامة رياسة عامه في امور الدين و الدنيا لشخص من الاشخاص نيابة عن النبى » . و فاضل مقداد در « الوامع الالهية » بحث امامت ( ص 254 ) فرموده است : « رياسة عامة في الدين و الدنيا لشخص انسانى خلافة عن النبى » . البته اين دو تعريف - خصوصاً تعريف دوم - ممكن است بنا به مذهب عامّه نيز قابل توجيه باشد كه بگويند : در خلافت شرط نيست شخصى كه خليفه شده است از جانب كسى كه خليفه او شده است برگزيده شده باشد ؛ بلكه خلافت جانشينى است و همين قدر كه شخصى به جاى ديگرى بنشيند ، خليفه و جانشين او خواهد بود . بنابراين بگويند : در خلافت از نبىّ لازم نيست كه خود پيغمبر كسى را جانشين خود قرار دهد ؛ بلكه ديگران هم اگر كسى را به جانشينى او منصوب كردند يا شخصى به قهر و غلبه به جاى او نشست جانشين و خليفه او خواهد بود . اگر عامّه ( اهل سنّت ) چنين بگويند ، جوابش اين است كه : اين يك معناى خلاف ظاهرى است كه عرف‌پسند نيست . در نيابت و خلافت صريح لفظ است و به فرض اينكه لغت خليفه و نايب هم بر كسى كه به جاى غير و به نيابت غير ، متصدّى كار او شده باشد ؛ ولى از جانب او خليفه و نايب نشده باشد ، اطلاق شود . امامت و رياست عامه بر امور دين و دنياى مردم منصبى است الهى و بايد صاحب آن از سوى خدا منصوب و برگزيده شود و از اين تعريف كه به واسطهء نبىّ و نصّ او مىباشد ، با واقعيت و حقيقت امر امامت مطابق است و مثل دو تعريف ديگر ، تعريف به اعم نمىباشد ، هرچند به نظر ما در آن دو تعريف نيز همين واقعيت مراد است و عرفاً و لغتاً تعريف به اعم نيست .