اين تعريف ، اگرچه به دلالت مطابقى شامل تمام ابعاد امامت نمىشود و از شناساندن ساير ابعاد متعالى آن ، غير از رياست بر امور دين و دنياى جامعه ، به خصوص بنابر دلالت مطابقى و تضمّنى قاصر است ؛ امّا به اين جهت ، به آنچه كه مسأله امامت را مسألهاى بحثانگيز و سياسى و مورد ردّ و قبول قرار داده و موجب شده است كه سياستمداران و زمامداران غاصب با آن در ستيز باشند و آن را نفى نمايند ، يا آن را قبول كرده و از آن سوء استفاده نمايند ، مفهوم همين تعريف است .
لذا شيعيان كه امامت را به نصّ پيغمبر صلى الله عليه و آله مىدانند ، اين تعريف را گرچه گوياى تمام شؤون ائمهء اثنى عشر عليهم السلام و ولايت و امامت آنها ( كه در احاديث صحيح شرح داده شده ) نمىباشد ؛ امّا مىپذيرند ؛ زيرا نظر و عقيده آنها را در يكى
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٢٤