كه در همه چيز راهنمايش اسلام باشد و اگر جامعه در سياست و اداره و امور جمعى و كشورى اسلامى نباشد ، هرچند در اخلاقيات و عبادات و معاشرتها و امور تعاونى و همكارىهاى اجتماعى و نكاح و طلاق و مراسم اموات و اينگونه امور ، از دستورات اسلام پيروى نمايند ، مادامى كه كل جامعه به واسطه نظام اسلامى و حكومت شرعى حركت اسلامى نداشته باشد ، آن جامعه شخصيت اسلامى ندارد ، هرچند افراد جامعه هر يك جداگانه به واسطهء التزام به احكام اسلام ، شخصيت اسلامى خود را حفظ نمايند .
بنابر تمام مطالب گذشته ، به اين حقيقت مىرسيم : يگانه نظام الهى كه بايد همه در آن نظام باشند ، برحسب قرآن مجيد و احاديث شريفه و آزمايش و تجربه و هدايت عقل ، نظام امامت است كه تحت رعايت و عنايت خاصّه الهى و مددهاى متواتر و متوالى غيبى است ، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإِيتآءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدِينَ » ؛ « 1 »
« و آنان را پيشواى مردم ساختيم تا خلق را به امر ما هدايت كنند ، و هر كار نيكو ، بخصوص اقامه نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و آنها هم به عبادت ما پرداختند » .
نظامهاى ديگر ؛ چه نظامهايى كه در گذشته بوده و چه نظامهاى كنونى كمونيستى و شرقى يا سرمايه دارى و غربى هيچ كدام برآورنده خواستههاى حقيقى انسان نيستند ، سير او را به سوى خداى متعال تضمين نمىنمايند و با استضعاف و استعلا و استكبار ستيزگى معارضه ندارند ، كه نمونه آنها همان استكبار ددمنشانه
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 73 .