تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
رهبرى و مديريت جامعه ، رويه‌اى غير از ديگرى داشت ؟ ! 8 - پس از اين سؤالات ، چرا عبدالرحمن بن عوف در مقام بيعت با على عليه السلام يا عثمان ، بدعت ديگرى آورد و متابعت از " سيره شيخين " را نيز شرط بيعت خود كرد ؟ ! در نتيجه على عليه السلام كه مرد حقّ بود و به تحريف اسلام تن در نمىداد ، آن شرط را رد كرد و عثمان پذيرفت . و در اينجا كسى نگفت : « حَسْبُنا كِتابُ اللَّهِ » كتاب خدا ما را بس است و سيرهء شيخين چيست ؟ ! آيا اين نيرنگ عبدالرحمن غير از يك عوام‌فريبى مزوّرانه نبود كه چون مىخواست على عليه السلام را كنار بگذارد و عثمان را بياورد و مىدانست كه على عليه السلام هرگز به شرط متابعت از شيخين كه خلاف « ما أَنْزَلَ اللَّهُ » است ، راضى نمىشود . اين پيشنهاد را ضميمه كرد و ردّ آن را از جانب على عليه السلام و قبول آن را از جانب عثمان بهانه كرده و با عثمان بيعت نمود . و چنان‌كه همه مسلمين ديدند ، عثمان نه به كتاب خدا و نه به سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله عمل كرد ، و نه به سيره شيخين . خودش هم مىدانست كه عبدالرحمن اين شرط را براى عوام‌فريبى اضافه كرده و گرنه خود عبدالرحمن هم مثل عثمان و عمّال خيانت‌كارش كه حتى با حال مستى به جماعت مسلمانان امامت مىكردند و اسلام را مسخره مىنمودند و با بيت المال مسلمين و حقوق ضعفاى آن چگونه برخورد كردند كه مسلمانان راستين ، برانداختن آن نظام شوم ظلم و فساد را واجب و تكليف شرعى خود ديدند و فرصت اينكه پرده چهارمى را به نمايش بگذارند ، به آنها ندادند . و همان‌طور كه در هنگام مرگ ابوبكر و عمر هم پيش‌بينى مىشد ، مردم بالطبع به سوى على عليه السلام رفتند و آن‌چنان در بيعت با آن حضرت فشار آورده و به يكديگر سبقت مىجستند ، كه فرمود :