تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
پايه‌اى اثبات نشد و مردم را با سلطه‌اى كه حزب حاكم داشت ، در برابر پيش آمد واقع شده قرار دادند و با سوابقى كه از روى كار آمدن ابوبكر بود كه حتى به حريم احترام شخصيتى مثل على عليه السلام تجاوز كردند ، و يگانه فرزند پيغمبر صلى الله عليه و آله را با آن همه عظمت مقام به آن وضع دلخراش آزردند ؛ در اين موقع كه قدرت گروه حاكم بر مردم به مراتب بيشتر بود و موضع سياسى حزب حقّ و پيروان اسلام راستين به واسطه شهادت حضرت زهرا عليها السلام سخت ضعيف شده بود ، كسى جرأت اعتراض و پرسش و سؤال نداشت ، و يا سؤال و اعتراض را بىنتيجه مىدانستند و سوء جريان به وضوحى كه داشت ، وا گذاشته شد و اين پرده دوم به نمايش گذاشته شد . تا موقعى كه عمر از " ابولؤلؤ " ضربت خورد ، استضعاف‌گران كه بر وضع سياسى و جريان امور مستولى بودند ، پرده ديگرى را به نمايش گذاردند و نظام و رژيم ديگر عرضه شد . در اين موقعيت هم معلوم بود كه اگر عمر بدون مداخله در وضع آينده بميرد ، گروه او از صحنه سياست و حكومت كنار خواهند رفت و زمامدارى على عليه السلام يك امر حتمى و مسلم بود كه به طور قطع ، اگر سلطه‌گرانى كه حاضر نبودند به هيچ وجه دست از رياست بردارند ، دست به اين بازى جديد نزده بودند ، تاريخ اسلام اين چنين كه اكنون هست ، نبود ؛ نه جنگ جمل و نه جنگ صفين و نه جنگ نهروان ، و نه انقلاب و شورش عليه عثمان ، و نه سلطه بنى اميه واقع مىشد و اين جريان فتنه‌ساز وصيت عمر ، پس از انحراف اصل حكومت و روى كار آمدن ابوبكر ، سرآغاز حوادث خونين و خطرناكى شد كه در جهان اسلام روى داد . حتى سيّد قطب اظهار تأسف مىكند به اينكه : از بدبختى مسلمان‌ها بود كه پس از كشته شدن عمر باز هم على عليه السلام كنار ماند و عثمان روى كار آمد ؛ امّا نمىگويد : اين بدبختى را چه كسى براى مسلمان‌ها فراهم كرد ؟ !
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 214 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني