بنىهاشم و شخصيتى مثل امام على عليه السلام را به آن اجتماع دعوت كنند و از نظرشان آگاه شوند ، پيشدستى نمودند ؟ ! آيا غير از اين بود كه اگر على عليه السلام در آن اجتماع حضور مىيافت ، امكان آنكه گروهكهاى سياسى به مقاصد خود نرسند ، افزايش مىيافت ؟ !
ثانياً : چرا بعد از مشورتهاى صورى ، نتيجه را به ساير مسلمين در مسجد و جلسه علنى اطّلاع ندادند تا همگان رأى و نظر بدهند ؟ !
ثالثاً : تعيين ابوبكر بر خلافت بر چه اساسى بود ؟ آيا براساس اجماع اهل سقيفه يا اكثريت آنها بود ؟ ! يا براساس اجماع عموم اهل حلّ و عقد از جمله بنىهاشم يا اكثريت اهل حلّ و عقد ؟ ! يا بر اساس اجماع همه يا اكثريت مسلمين بود ؟ اگر براساس اجماع اهل سقيفه يا اهل حلّ و عقد يا اجماع مسلمين بود كه هيچ يك از اين اجماعها حداقل تا مدتى حاصل نشد . بنابراين در اين مدت ابوبكر بر چه اساسى مداخله در امور جامعه مىكرد ؟ ! و چرا براى او به زور و اكراه و تهديد ، از اشخاص مطالبه بيعت مىكردند ؟ ! و حتى تهديد مىكردند كه بنىهاشم را در خانه حضرت زهرا عليها السلام به آتش خواهند سوخت ؟ !
و اگر اكثريت بوده ، اين اكثريت از كجا اعتبار شرعى پيدا كرد ؟ ! و به فرض اينكه در سقيفه ، اكثريت با ابوبكر بيعت كرده باشند - با اينكه جريان معلوم نيست - چرا بيعت آن اكثريت كه در برابر مسلمين اقلّيت بودند ، اساس كار شد و ديگران مجبور شدند با او بيعت كنند و سخن از ديگران گفتن ممنوع گرديد ؟ !
به اتّفاق اهل سنّت ، حضرت سيدة نساء العالمين ، صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السلام از حكومت ابوبكر ناراضى بود و با حكومت او مخالفت داشت . و حتى نقل مىكنند : تا زمانى كه حضرت زهرا عليها السلام زنده بود ، احدى از بنىهاشم و وابستگان به آنها با ابوبكر بيعت نكردند . اين موضوع خود دليلى بر عدم
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٠٩