« اللهُمَّ بَلى لا تَخْلُو الأَرْضُ مِنْ قآئِمٍ للَّهِ بِحُجَّةٍ » . « 1 »
« هيچ عصر و زمانى زمين خالى از وجود حجت و امام نخواهد بود » .
ثالثاً : آياتى مثل : « إِنِّى جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » « 2 » و « يا داوُدُ إِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » « 3 » و « إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً » « 4 » صراحت دارند بر اينكه امامت معرفى ساده نيست ؛ بلكه جعل و انتصاب الهى است .
رابعاً : اين همه نصوص و روايات كه در مورد امامت ائمّه عليهم السلام رسيده است ، به صراحت دلالت بر انتصاب آنها به امامت دارد و هرگز به اين صورت كه : « آنچه از سوى خدا و پيغمبر انجام مىشود ، معرّفى است ؛ امّا تعيين و گزينش بايد از جانب مردم باشد » قابل توجيه نيست ؛ زيرا سؤال مىشود : اگر مردم ، ديگرى را به زمامدارى برگزيدند ، آيا وجوب اطاعت خواهد داشت يا نه ؟ و آيا شخص معرّفى شده بدون گزينش مردم به خصوص با گزينش ديگرى ، وجوب اطاعت دارد يا نه ؟
و آيا خود شخص معرّفى شده ، بايد از برگزيده مردم اطاعت كند يا نه ؟
اينها سؤالاتى است كه پاسخ صحيح آن ، ردّ اين نظريه به اصطلاح روشنفكرانه است .
بررسى شكل مديريت در محيط اسلامى
در محيط اسلامى چنانكه گفته شد - در شناخت شكل مديريت كه فردى يا جمعى است و به انتخاب مردم يا انتصاب الهى است - بايد به كتاب و سنّت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 139 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 30 .
( 3 ) . سوره ص ، آيه 26 .
( 4 ) . سوره بقره ، آيه 124 .