حكومتى ندارد - براى مردم قابل قبول شد ، يا ناچار شدند از ترس شمشير ، قفل خاموشى بر دهن بزنند و از اين موضوع چيزى نگويند تا گرفتارىها و محروميتها و فشارها و زندانها و شكنجههايى را كه شيعه ديدند ، نبينند .
2 - چنانكه مىدانيم به دنبال يك سلسله بست و بندهاى سياسى حزبى مركب از عدّهاى كه از عصر پيغمبر صلى الله عليه و آله و خصوصاً در سالهاى آخر حيات آن حضرت براى تسلّط بر مسلمين و در اختيار گرفتن حكومت همكارى داشتند ، شكل گرفت كه حتى در مقام قتل پيغمبر صلى الله عليه و آله برآمدند و پس از رحلت آن حضرت جريان سقيفه بنى ساعده « 1 » را پيش آوردند و اشخاصى كه آن اجتماع را اداره مىكردند ، مطلبى را كه عنوان نمىكردند ، استدلال به سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ارشادات و اعلانهاى رسمى آن حضرت بود . چون همه اين را مىدانستند كه اگر آن مسايل مطرح شود و حكومت بر آن اساس مستقر گردد ، نه براى آن اجتماع موضوعى باقى مىماند و نه براى رياست خودشان ؛ زيرا آن كس را كه پيغمبر صلى الله عليه و آله منصوب و معلوم كرده بود ، در سقيفه شركت نداشت و اينها هم كه شركت داشتند منصوب نبودند ، لذا اين جاهطلبان و شيفتگان حكومت ، آن تأكيدات و توصيهها و ابلاغات علنى و رسمى پيغمبر صلى الله عليه و آله را ناديده گرفتند و در سقيفه ، بدون اينكه قبلًا نوع نظامى را كه بايد حاكم شود ، مشخص نمايند ، با تبانىها و سازشهاى سياسى ، سعد بن عباده را كه رقيب مهمشان در آن اجتماع بود ، كنار زدند « 2 » و با ابوبكر بيعت كردند و سؤالات بسيارى از جمله پرسشهاى زير در اين جريان بىجواب ماند :
اوّلًا : چرا اين عدّه استبداد ورزيدند و بدون اينكه ديگران ، به خصوص
هامش
( 1 ) . راجع به جريان عجيب سقيفه ، به كتاب " السقيفه " علّامه كبير مرحوم شيخ محمّدرضا مظفر - جزاه اللَّه عن الاسلام خير الجزاء - مراجعه شود .
( 2 ) . و بعد هم او را كشتند و قتلش را به اجنّه نسبت دادند .