ضرورت مرتفع مىشود و در حقيقت بيشتر اين ضرورتها ، ضرورتهايى است كه از عدم اجراى احكام اوّليه و نبود تربيت اسلامى صحيح پيش آمده است ، كه خود به خود هرچه در پياده كردن ابعاد مختلف اسلام جلو برويم ، اين ضرورتها و كمبودها كاهش مىيابد .
بنابراين اصل فقر و نياز به آنچه ديگرى دارد ، يك ناموس و يك عامل ترقّى و تمدّن است و چه ما بخواهيم و چه نخواهيم وجود دارد ، و سرّ ترقّى و تكامل بشر همين فقر و نياز بوده است كه بايد با تلاش خود و به كار انداختن نيروى فكر و انديشه و قوّت بازوى خود ، با آن مبارزه نمايد . چنانكه نياز به كار و عمل براى غير ، و مزد گرفتن و داشتن روابط اقتصادى و مالى با ديگران ، بر اساس « اجاره » و « مضاربه » و « مزارعه » و « جعاله » نيز اصل است و خلاف كرامت و شرف انسان نيست و عمل انبيا و اوليا كه كريمترين و شريفترين خلق هستند ، بوده است .
و اگر اين نيازها و نظاماتى كه شرع براى تنظيم آن و جلوگيرى از استضعاف و ظلم و اكراه ديگران مقرّر كرده نباشد ، كار زندگى فلج مىشود ، لذا هر كس مىتواند كار يا نتيجهء كار خود را به ديگران عرضه كند و از آنها مزد يا بهاى نتيجه كار خود را بگيرد ، چنانكه مزد دهنده يا خريدار نيز نيازمند به اين است كه عمل يا نتيجه عمل ديگرى را در مقابل مزد يا بها مالك شود . در اين مبادلات ، گاه كاركرد و عرضه كننده كالا ، وضع اقتصادىاش بهتر و مرفّهتر مىشود ، و گاه خريدار يا كسى كه با پرداخت مزد يا بها ، عمل يا نتيجه عمل او را مالك شده است ، در اينجا عوامل قهرى و غير قهرى زيادى نيز ، حتى عرضه و تقاضا تأثير مىنمايد .
اينگونه دو طبقهاى كه به واسطه عوارض و استعدادات مختلف و داشتن سود كافى و نداشتن مصارف و هزينه متعارف و به وسيله ارث ، به صورت داشتن مستغلّات و خانه و زمين و پول نقد اضافه بر حاجت شخصى حاصل مىشود ،
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧٤