تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مشروع است و طبقاتى بودن جامعه به اين صورت صحيح و مشروع قابل نفى نيست ، و اگر نفى آن امكان‌پذير باشد ، موجب نارسايىهاى بزرگ‌تر و خطرناك‌تر خواهد شد . با اين حال ، در اسلام - چنان‌كه گفته شد - تدبيرها و برنامه‌هايى هست كه در آنها توجّه اسلام به معايب فاصله غير متعارف طبقاتى كاملًا معلوم است و اسلام در نظام خود كه متكّى بر ايمان به خدا و وجدان مكتبى و اسلامى است ، تا حدّ ممكن اين مسايل را به طور واقعى علاج مىنمايد و اگر مجموع ارشادات اسلام راهنماى نظام و جامعه‌اى بشود ، اوضاع اقتصادى در حدّ ممكن متعادل مىگردد . اشتباه بسيارى - كه كارسازى اسلام را در حلّ مشكلات اقتصادى باور نمىكنند - در اين است كه : مىخواهند اسلام هم مثل مكتب‌هايى كه اقتصاد را اصل مىدانند و حتى عقايد و اخلاق را روبناى آن مىشمارند عمل كند و يك بعدى باشد . لذا گمان مىكنند در نظام اسلام هم ، همان معايب نظامات سرمايه دارى غربى وجود پيدا مىكند ، و اين مقدار نمىانديشند كه : آن معايب و آن ظهور قدرت سرمايه در تمام شؤون زندگى غربى ، معلول مادّىگرى است و روبناى آن فكر ، اين سرمايه دارىهايى است كه در آن همه چيز هست غير از شرف و انسانيت و رحم و انصاف . و در اثر سلطه استعمار و غرب‌زدگى و علل ديگر ، به جوامع اسلامى نيز كم و بيش همان فكر ماده پرستى و تكاثر سرايت كرده ، در حالى كه راه‌ها و علاج‌ها و كنترل‌هايى كه اسلام در تعادل كليه اوضاع بشر و مسلمين دارد ، به علّت اينكه نظام‌هاى مسلّط بر مسلمين ، اسلامى نبوده متروك شده است ، لذا اينان به جاى اينكه خواهان پياده كردن تمام نظامات اسلام بشوند ، و براى انقلاب فكرى و بازگشت افكار به اسلام و الهام از قرآن و سيره حضرت رسول و ائمه - صلوات اللَّه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 175 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني