عليهم - تلاش نمايند ؛ مانند سوسياليستها نقشههاى ماركس و لنين پسند مىدهند و در واقع اسلام را از بخش مهمى از حاكميت خود يعنى امور اقتصادى كنار مىزنند و در ضمن ، توجّه ندارند كه اقتصاد سوسياليستى و به قول بعضى " اقتصاد بسته " نيز ضررها و مفاسدى دارد كه اگر بيشتر از ضررهاى " اقتصاد باز " نباشد ، كمتر نيست .
بنابراين نبايد با الفاظ و لغات بازى كرد و مردم را فريب داد و به اسم اسلام و دين ، مكتبهاى ديگر را تبليغ نمود و چون اسلام دين توحيد است و همه سيرهاى ترقّى و تعالى انسان در اسلام ، در سير او در مراتب و مدارج توحيدى است ، به اسم نظام بىطبقه توحيدى با نظامات مالى و سياسى و اجتماعى اسلام ، و در واقع با خود اسلام و توحيد اسلام مبارزه نمود . تفاوت و تفاضلى كه در عرصه اختيار بشر و در خارج از اختيار او وجود دارد و قرآن مجيد هم آن را تأييد نموده است قابل تغيير و تبديل نيست .
برخى از مردم فاقد استعداد كافى هستند ، و برخى بيش از حدّ متعارف استعداد و نبوغ دارند . بعضى از صفات و خصايص روحى خاصّى برخوردارند و بعضى در آن صفات ضعيفند . وجود و عدم اينگونه شرايط ، يك نوع طبقه بندى طبيعى ايجاد مىكند كه عامل طبقه بندى اقتصادى مىشود . چنانكه يك دسته در نقاط بد آب و هوا ، يا كم آب و سرزمينهاى غير مستعدّ زندگى مىكنند ، يك دسته در نقاط خوش آب و هوا و سرزمينهاى سرشار از منابع طبيعى سكونت دارند . يك سلولهايى مغز را تشكيل مىدهند و سلولهاى ديگر اعضاى بدن را .
بنابراين عالم بر نظام تفاوت قرار دارد ، و اين تفاوت موجد نظم و موجب رشد و كمال است و حاكى از وحدت نظام يا - به لفظ اينان - توحيد نظام يا نظام توحيدى است . در عين حال همين مسأله طبيعى و قهرى ، مثل غرايز بشر بايد تحت رعايت تشريعات الهى ، سبب بهبود احوال مردم و حسن روابط آنها شود و از سوء استفاده
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧٦