از آن جلوگيرى گردد كه قوى به ضعيف ظلم نكند و فاضل بر مفضول استكبار و استعلا نداشته باشد ، و هيچ كس از حقوقى كه دارد محروم نشود و اخوّت اسلامى و عواطف انسانى ، همه را مانند پيكر واحد قرار دهد ، وقتى يكى از اعضاى دردمند و ناراحت شد ، همه اعضا با او و براى او دردمند و ناراحت شوند .
نظام كسرايى و انوشيروانى كه در آن ، پسر كفشگر بايد از علم و سواد محروم باشد ، نظام شرك است ؛ امّا تفاوت استعدادها و در اثر آن ، جا به جا شدن اعضا و افراد و طبقات و آزادى رشد و ابراز استعداد در هر ميدان و مجال ، نظام الهى و يا به عبارت ديگر : تقدير الهى است .
البته طبقهبندى قانونى و محكوم بودن هر دسته از مردم كه در طبقه خاص باشند ، چنانكه در نظام انوشيروانى بود ، غلط است ؛ امّا طبقهاى بودن جامعه به اين معنى كه بعضى مالك و صاحب اشيا و ابزارى باشند كه ديگران به آن نيازمند باشند ، مثلًا مالك كشتى ، هواپيما ، زمين ، دكان و خانه باشند و آنها را تحت شرايطى به عنوان اجاره يا مزارعه به ديگرى واگذار نمايند ، مشروع است .
اين طبقاتى بودن جامعه ، طبق آيات قرآن و احاديث شريفه و نهج البلاغه مثل عهدنامه مالك اشتر ، به صراحت ثابت است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧٧