و برترى شخصى يا گروهى ، بخواهد مقامى را به دست آورد ، صلاحيّت آن مقام را ندارد .
در اين نظام ، مقام ، تعهد و تكليف آور است و هرچه مقام انسان حسّاستر و حدود قلمرو آن وسيعتر باشد ، مسؤوليت و تكليفش بيشتر مىشود ، و ارزش صاحب هر مقامى به ميزان خلوص نيت ، و حسن معاملهاى است كه در عمل داشته باشد . بسا كه يك رفتگر براى حسن نيّت و خلوصى كه در كار خود دارد و مراقبتى كه براى خدا در انجام وظيفه نشان مىدهد ، از حاكم شهر و والى استان شريفتر و در درگاه خدا عزيزتر باشد .
در اين نظام همانطور كه « عدى بن حاتم » در وصف اميرالمؤمنين عليه السلام به معاويه گفت :
« لا يَخافُ الْقَوِيُّ ظُلْمَهُ وَلا يَيْأَسُ الضَّعِيفُ مِنْ عَدْلِهِ »
قوى و ضعيف هر دو در امان بودند ؛ هيچ نيرومندى از ستم على عليه السلام نمىترسيد ؛ چون مىدانست هرگاه بخواهد او ( قوى كه خلاف كرده ) را كيفر و مجازات كند ، از حدّ قانون تجاوز نمىنمايد و از سر خشم و احساسات و به هواى نفس و كينه شخصى ، او را بيش از حدّ قانون كيفر نمىدهد . ضعيف نيز از عدل او مأيوس نمىگرديد ؛ چون مىدانست اگر تمام اقويا و زورمندان در يك صف بايستند و يك نفر ضعيف در صف ديگر ، على عليه السلام در كنار ضعيف مىايستد و از او حمايت مىكند . او حاكم و زمامدارى است كه هرگز حقّ ضعيف را وا نمىگذارد و از احقاق حقّ او صرف نظر نمىكند ، چنانكه على عليه السلام فرمود :
« الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٢