و ولايت به اذن اللَّه و نصب الهى ، جاى هيچگونه ترديدى نيست . فقط سؤالى كه پيش مىآيد ، اين است كه :
اوّلًا : اذن خدا وجود دارد يا نه ؟
ثانياً : چه افراد و شخصيّتهايى مورد اين عنايت الهى شدهاند ؟
پاسخ سؤال اوّل از بيانات گذشته معلوم شد ، با توجّه به اينكه مجوّز شرعى براى مداخلات خودسرانه و غير مستند به خدا در بين نيست ؛ و با توجّه به اينكه مسأله نظام و برنامه اداره امور و زمامدارى امرى نيست كه قابل تعطيل و بىنظم و ترتيب باشد ؛ و نيز با توجّه به اينكه وجود برنامه پشتوانهدار و مشروع و مستند به خدا در آنچه كه مقصود از آفرينش بشر است ، دخالت عمده دارد ، حتماً از جانب خدا نظام اكمل و اتمّ پيشنهاد و تعيين شده است و امكان ندارد در دينى مثل اسلام كه حتى از بيان مستحبّات و مكروهات در موارد جزيى كوتاهى نشده ، نسبت به چنين امر بزرگى با نقش و اثرى كه در اجراى احكام و حفظ مصالح عباد و رعايت حال مستضعفان و محرومان و سير خلق به سوى خدا دارد ، كوتاهى شود .
حاشا و كلّا ! از صاحب شريعت با آن همه عنايت كه به تربيت بندگان خود دارد و از هدايتهاى تشريعى و تكوينى در هر قسمت دريغ نفرموده ، در چنين امرى آنها را از رحمانيت و رحيميت و ربّانيت و فياضيت خود محروم فرمايد .
حاشا و كلّا ! چگونه ممكن است پيغمبر در چنين امر بزرگى كه در تمام شؤون امتّش دخالت دارد ، برنامه و دستور جامعى نداده و امت را حيران و سرگردان گذارده باشد ، و با اين حال بفرمايد :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٥