« عمل صالح ، معرفت ائمّه است . و تسليم على عليه السلام بودن ؛ يعنى احدى را شريك در عبادت پروردگارش قرار ندهد و كسى را كه خلافت براى او نيست و اهل آن نمىباشد ، با او ( على عليه السلام ) شريك قرار ندهد » .
در تفسير على بن ابراهيم قمى ، از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه در تفسير « وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبّهِ أَحَداً » فرمود :
« لا يَتَخّذُ مَعَ وِلايَةِ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ غَيْرَهُمْ ، وَوِلايَتُهُمْ الْعَمَلُ الصّالِحُ ، مَنْ أَشْرَكَ بِعِبادَةِ رَبّهِ فَقْدَ أَشْرَكَ بِوِلايَتِنا وَكَفَّرَ بِها وَجَحَدَ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام حَقَّهُ وَوِلايَتَهُ » ؛
« با ولايت آل محمّد - صلوات اللَّه عليهم - ولايت غير ايشان را نگيرد ، و ولايت ايشان عمل صالح است ؛ كسى كه شرك ورزد به عبادت پروردگارش ، پس به تحقيق شرك ورزيده است به ولايت ما و به آن كافر شده و جاحد و منكر حقّ و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام شده است » .
از آنچه در اين گفتار بيان شد ، معلوم گرديد كه : امامت نيز مثل نبوّت از امورى است كه به نصب و جعل الهى مىباشد و نصب آن فقط حقّ خدا است كه برحسب حكمت و دلايل عقليه محكم مثل قاعده لطف لازم است .
و خلاصه اين است كه : تصرّف در امور عامّه و رتق و فتق امور و حلّ و فصل كارها و اعمال ولايت بر خلق اللَّه ، اگرچه يك نفر هم باشد ، تصرف در سلطنت الهى و ملك خدايى است كه بايد به اذن خدا باشد ؛ چنانكه بر حسب آيات قرآن مجيد و احاديث متواتر كه از طريق شيعه و سنى روايت شده است ، در امّت اين برنامه انجام شده و نظام امامت توسط حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به مردم ابلاغ شده و " اولو الامر " كه تا روز قيامت عهدهدار اين منصبند و دوازده نفرند ، به امّت معرفى شدهاند .
بنابراين صحّت روش و برنامهاى كه شيعه در نصب امام معتقد است ، براى كسى كه به توحيد ايمان دارد ، نياز به دليل ندارد ؛ زيرا در مشروعيت امامت
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٤