تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و سلطنت الهى است ، و از عصر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و پيش از آن تا حال باقى و برقرار است ، مستمر و غير منقطع دانسته ، هم اكنون نيز خود را تحت اين نظام و حكومت و ولايت تشريعى مىداند ، و در هر زمان و هر كجا باشد ، بايد مطيع اين نظام باشد ، و اطاعت از اين نظام ( نظام امامت ) را فاضل‌ترين وسيلهء تقرّب به خدا مىشناسد ، و خروج از اين ولايت و دخول در ولايت و حكومت ديگران را ، خروج از ولايت و حكومت خدا و دخول در ولايت غير خدا مىداند ، و هر نظامى غير از اين نظام را فاسد و باطل مىداند و آن را طرد مىكند و امتناع از اطاعت آن را واجب مىشمارد و مىگويد : « لا دِينَ لِمَنْ دانَ اللَّهَ بِوِلايَةِ إِمامٍ جآئِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَلا عُتْبَ عَلى مَنْ دانَ اللَّهُ بِوِلايَةِ إِمامٍ عادِلٍ مِنَ اللَّهِ » ؛ « 1 » « هر كه خدا را با پيروى از امام ستمگرى كه از جانب خدا نيست ديندارى كند ، دين ندارد و سرزنش نيست بر كسى كه با پيروى از امام عادل از جانب خدا ديندارى كند » . و بر اساس اين نظام عالى الهى مقدّس و منزه است كه شيعه در عصر حاضر اوامر حكّام شرع و فقهاى عادل و علماى عامل را واجب الاطاعه دانسته و مطيع فرمان و فرمان‌بر آنها است ، و اطاعت آنان را رمز تشيّع و نشانه ولايت و تسليم و ايمان خود به نظام امامت و بيزارى از نظامات ديگر مىداند و تخطّى از اين نظام و مخالفت احكام فقها را استخفاف به حكم خدا مىشمارد . خلاصه كلام اين است كه : ولايت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام بر اموال و نفوس و امور مردم ، و رياست آنها بر جميع شؤون عمومى دين و دنيا از جانب خدا مسلّم
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 205 ، ترجمهء مصطفوى .