در عصر غيبت نيز چون عصر حضور واجب است و فقهاى عادل نوّاب عامّ آن حضرت و از جانب او مأذون و براى رتق و فتق امور معين شده و مرجع مردم مىباشند و اگر كسى مخالفت حكم آنها را بنمايد ؛ چون امام حكم به اطاعت از آنها فرموده است ، مخالفت حكم آنها در حكم مخالفت حكم امام مىباشد كه در اين آيه اطاعت از آن واجب شده است ، سخن صحيح و مطابق با صواب و واقع گفته است .
و از جمله احاديثى كه دلالت دارند بر اينكه « ولىّ امر » در اين آيات ، همان ائمّه معصومين مىباشند ، علاوه بر روايات بسيارى كه از طرف شيعه روايت شده است ، حديثى است كه حافظ امير حسين بدر الدين ( متوفّى سنه 662 ) كه از علماى بزرگ زيديه است ، از مؤيد باللَّه مسنداً روايت كرده است كه از حضرت صادق عليه السلام از معناى اين حديث سؤال شد :
« أَلَسْتُ أَوْلى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ؟ قالُوا : بَلى يا رَسُولَ اللَّهِ ! قالَ : فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ . . . الخ » .
حضرت صادق عليه السلام در پاسخ فرمود : از حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله از معناى آن سؤال شد ، فرمود :
« اللَّهُ مَوْلايَ أَوْلى مِنْ نَفْسِي لا أَمْرَ لِي مَعَهُ وَأَنَا وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ . أَوْلى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ لا أَمْرَ لَهُمْ مَعِي ، وَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ أَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ لا أَمْرَ لَهُ مَعِي ، فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ أَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ لا أَمْرَ لَهُ مَعَهُ » ؛ « 1 »
« خدا مولا و صاحب اختيار و مالك امر من است ، اولى و برتر و صاحب اختيارتر به من است از خود من ، امرى از براى من با خدا ( و در كنار ولايت
هامش
( 1 ) . العقد الثمين في معرفة رب العالمين ، ص 48 ، طبع بيروت ، در مكتبة الحياة .