اساس منكر مجازات مىشود .
خدا بطور حتم و قطع وعدهء عذاب داده است ، اما به انسان نيز مهلت و فرصت كافى داده تا شايد خطاى خود را كشف كند و گر چه پس از ارتكاب آن باشد و در نتيجه به درگاه خدا به نحو حقيقى توبه كند ، پس اگر در دلش جايى براى اعتراف و آمرزش طلبى نباشد و مهلتش سرآيد و اجلش برسد يك ساعت پيش و پس نخواهد شد .
در دعا آمده است : « سبحانك ، منزّها ، چه شگفت است كه من بر خويشتن گواه آمدم و كار پنهان خود را دريافتم ، و شگفتتر از آن اين كه مرا واگذاشتى و درمانم را به عهدهء تأخير نهادى و اين از گرامى بودن من در نزد تو نيست ، بلكه تأنّى و درنگى است از تو براى من و تفضّلى است از جانب تو تا من از سرپيچى خشم انگيز نسبت به تو باز گردم و از تباهكاريها و بديهاى خود دست بكشم ، زيرا بخشايش تو بر من نزد تو محبوبتر از مجازات و عقوبت من است . . . » «
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
- و يك روز از روزهاى پروردگارت برابر با هزار سال است از آن سان كه مىشماريد . » اگر زمان را نزد خدا ارزشى مىبود در آن صورت بيگمان ما در نخستين گناه هلاك شده بوديم ، ولى خدايى كه هيچ كس نمىتواند از حكمرانى او بگريزد ، و هيچ چيز در آسمانها و زمين از دست تسلّط او بيرون نمىرود شتابان مبادرت به مجازات نمىكند و يك روز نزد او برابر هزار سال است .
/ 90 ذات سبحان او مانند ما نيست ، ما به زمان و مكان محدوديم ، و دانشها و تواناييهاى ما نيز محدود است ، در حالى كه خدا بر هر چيزى تواناست ، و اوست كه بر آفريدن آن تسلّط داشته و قادر است كه تكذيب كنندگان را هر وقت بخواهد گرفتار كند ، پس شتاب براى چيست ؟ زيرا كسى شتاب مىورزد كه مىترسد چيزى از دست او برود ، خداوند منزّه از اين قياسهاست .
[ 48 ] در واقع تأخير عذاب ، و ناچيز بودن قانون زمان نزد خدا ، بدين معنى نيست كه عذاب نخواهد آمد . چه بسا امّتى كه با آن كه ستمگر بوده است خدايش