چيزى از صورت خود .
و انسانى كه نمىخواهد فرمانهاى خدا و شريعت او را اجرا كند ، آغاز مىكند به تأويل آياتى از قرآن كه حاوى احكام و شرايع است و آنها را از مقاصد خود دور مىسازد ، و اين همان معاجزه است .
مثلا قرآن بر مبارزه و جنگ با طاغوت تأكيد مىكند ، اما معاجز ( تحريف كنندهء معنى ) مىگويد : درست است كه قرآن بر مبارزه و جنگ با طاغوت تأكيد كرده است ولى طاغوت مورد نظر و قصد قرآن همان فرعون و نمرود . . . بودهاند نه اين گروه گردنكش و طاغوتان امروزى . يا قرآن ربا را حرام مىداند امّا معاجز مىگويد : ما ربا نمىگيريم بلكه بهره مىستانيم .
آيات قرآن چنان وضوحى دارند كه راهى براى تحريف مدلولهاى خود نمىگذارند ، طاغوت همان طاغوت است و راهى براى پوشاندن مدلول آن پس از اين كه آيات قرآنى پرتوهاى آشكار كننده را بر آن افكند ، وجود ندارد ، پس فرعون گفت : من پروردگار والاى شما هستم ، و فلان . . . حاكم نيز مانند او را با كردار و رفتارش گفت و از خود نشان داد . اين دو برابرند ، هم چنان كه هيچ فرقى بين بهره و ربا وجود ندارد .
براستى ، در قرآن حكمت آموز درمان موفقيّت آميز بيماريهاى انسان وجود دارد . قرآن تنها به درمان اشاره نمىكند بلكه مستقيما به درمان انسان نيز مىپردازد به شرط آن كه بيمار نيز با آيات قرآن هماهنگى كند و به تحريف معنى آنها نپردازد كه دردى بر درد بيفزايد .
/ 93
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 52 تا 57 ]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 52 ) لِيَجْعَلَ