است مبتنى بر پايههاى فاسد خشونت و زورگويى ، و بهرهكشى از مردم ، و توجّه انحرافى آنها به سرپيچى و تمرّد از نظامها و قوانين طبيعت ، كه آثار آن را در فاسد كردن روابط اجتماعى و انتشار تشنّجات و جنگها ميان دولتهاى گوناگون مىبينيم .
2 - مدارا
«
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
- و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند ، به ملايمت سخن گويند . » زيرا رابطهء آنان رابطهء صلح و ايمنى است و از اين رو به كسانى كه با جهل آنان را مخاطب قرار مىدهند ، با گفتن سلام پاسخ مىدهند ، و گفتهاند مقصود از سلام سلامى است كه به هنگام وداع و جدا شدن گويند ، يعنى ايشان پس از سلام گفتن به جاهل از او كناره مىگيرند و دور مىشوند و جهل او را با جهل مقابله نمىكنند و پاسخ جاهلانه نمىدهند .
امّا نزديكتر به گفتهء خداى تعالى « قالوا سلاما سلام گويند » اين است كه آنان در سخن و رابطهء خود با ديگر مردم از راه سلام و صلح آغاز مىكنند ، و اين آغاز كردن به حالتى از ايمنى و رابطهء مثبت با طرف ديگر است .
/ 474
3 - شب زندهدارى
[ 64 ] «
وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً
- و آنان كه شب را در سجده يا در قيام براى پروردگارشان به صبح مىآورند . » اندكند كسانى كه شب خود را به عبادت زنده مىدارند ، و براى فروتنى و لابه به خدا و از بيم او نماز بسيار مىگزارند و دعاى بسيار مىكنند . در حالى كه مردم در خوابى ژرف فرورفتهاند ، و بسيارى از مردم آرزو دارند به سطح بندگان رحمان ارتقاء يابند ، امّا نمىتوانند . چرا ؟
زيرا اين گونه مردم مىخواهند خود را به اجبار بر فضايل وادارند و فضايل به