تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
[ 21 ] تا اينجا سياق قرآنى گردنهء نخست در راه ايمان را چاره جويى كرد ، كه عبارت بود از نگرش غلط نسبت به پيامبر ، از اين رو اكنون به چاره جويى گردنهء دوّم مىپردازد كه عبارت است از گردنهء كفر به قيامت . وقتى انسان به هر فكرى ايمان مىيابد در جستجوى هر چيزى برمىآيد كه آن ايمان را توجيه كند ، تا آنجا كه مىتوانيم از اين رهگذر فكر انسان را به دو بخش تقسيم كنيم : 1 - بخش اعتقاد : كه همان ايمان به خود آن فكر است . 2 - بخش توجيه : كه براى باقى ماندن بر آن فكر است . اين تقسيم را نه تنها نزد كافران نسبت به حق بلكه نزد مؤمنان نيز مىيابيم ، زيرا هر يك از دو طرف ناگزير است بكوشد تا موضع خود را توجيه و تعليل كند ، پس اين توجيه اگر براى حق باشد حالت ايجابى و مثبت دارد ، و اگر براى باطل به عمل آيد رنگ سلبى و منفى دارد . بخشى از مردم رد كردن رسالت را از جانب خود با بهانه‌هايى توجيه مىكنند ، پس مىپرسند : اگر خدا پيامبرى نزد ما فرستاده ، چرا همراه او فرشته بر ما نازل نكرده تا درستى آن رسالت را به ما خبر بدهد ؟ يا دربارهء خدا مىپرسند : چرا ما آشكارا او را نمىبينيم ؟ «
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى / 416 رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
- كسانى كه به ديدار ما اميد ندارند ، گفتند : چرا فرشتگان بر ما نازل نمىشوند ؟ يا ، چرا پروردگار خود را نمىبينيم ؟ براستى كه خود را بزرگ شمردند و طغيان كردند ، طغيانى بزرگ . » هنگامى كه خواستند هر يك از آنان را پيامبرى باشد كه فرشتگان بر او نازل شوند ، خود را بزرگ شمردند ( و پاى از گليم خود بسى بيرون گذاشتند ) و هنگامى كه خواستند خداى سبحانه و تعالى را ( كه منزّه و از هر چيز والاتر است ) ببينند ، طغيان و سركشى كردند . [ 22 ] دنيا سراى امتحان و آزمون است ، و اين امتحان درست و تمام نيست
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 416 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي