روش قرآن كريم بيان حكمتها به هنگام بيان چيزى است كه با آنها متناسب است ، و از اين رو آيات قرآن به فراسوى حدود روند مطلب گسترش مىيابد .
بدين سان مىبينيم كه اين حكمت رسا به مناسبت گفت و گو از پيامبر ذكر مىشود تا براى ما بيان كند كه براستى ، فرمانبردارى از پيامبر ، و مخالفت با هواى نفس نوعى آزمايش دربارهء انسان است . ولى اين آيه همچنين بينادلى نافذى به ما مىبخشد كه بسيارى از رازهاى زندگى مكشوف مىسازد . پس توانگر براى فقيرى كه به انديشهء دروغگويى و تقلّب و دزدى مىافتد تا مانند او شود ، آزمون است ، و همچنين فقير آزمونى است از توانگر ، كه در برابر خدا يا به بخل و ربا خوارى يا به غرور و تكبّر آزمايش مىشود .
مردى نيازمند روزى نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد ، و نزديك مردى توانگر - كه پيش از او به مجلس پيامبر آمده بود - نشست . آن توانگر با جابجا كردن دامان جامهء خود به شكلى كه تحقير نسبت به فقير را نشان مىداد خود را كج كرد و از او كناره گرفت . پيامبر به دو نگريست و گفت : ترسيدى كه توانگرى تو به او يا نيازمندى او به تو منتقل شود ؟ آن توانگر برخاست و دانست كار بدى كرده است و گفت : اى پيامبر خدا ، خطا كردم . . . خطا كردم ، آن گاه روى بدان فقير كرد و گفت : نيمى از مالم را به تو مىبخشم ، فقير گفت : آيا مىخواهى من نيز توانگر شوم و همان رفتارى كه تو كردى بكنم ؟ و بر نيازمندان بزرگى بفروشم ؟ مالت را براى خود نگهدار كه من آن توانگرى را كه نتيجهاش چنين باشد نمىخواهم .
/ 415 حكمت تفاوت و برترى مردم اين است . آزمودن آنها به وسيلهء يكديگر براى شناختن ميزان پايدارى و استوارى آنان در برابر فريبندگيهاى دنيا .
«
وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً
- و پروردگار تو بيناست . » اقدامات مردم بر آنان حساب مىكند ، و رفتارشان را نسبت به يكديگر رصد مىكند و به دقّت مىنگرد ، و چرا چنين نباشد در حالى كه خداوند چشمكى پنهانى و آنچه را در دلها نهفته است مىداند ؟