تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
كتابى جز از جانب خداى آگاه دانا آمده باشد ، و ديگر هيچ شك و ترديد دربارهء درستى رسالت پروردگارش به دل او راه نمىيابد . بدين سان سورهء فرقان نخست به ما يادآور مىشود كه چه كسى اين كتاب را فرستاده است . «
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ / 388 شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
- آن كس كه از آن اوست فرمانروايى آسمانها و زمين ، و فرزندى نگرفته است ، و او را شريكى در فرمانروايى نيست ، و هر چيز را بيافريده است ، و آن را با اندازه ( و نظام و قانون ) آفريده است . » همانا پاره از مردم ديگران را مىپرستند ، بدين باور كه آنها را - چنان كه مىپندارند - صاحب نيروى خدايى مىدانند ، يا مشروعيّت آنها را ناشى از ذات خدا مىانگارند ، مانند اين باور كه پادشاه سايه خداست در زمين ، يا خداوند فرمان به پرستيدن خاك و بوم و تقديس قوم و عشيره داده است . وقتى خداوند اين دو انديشه را درهم مىشكند ، در واقع بدين وسيله قاعدهء تمايز طبيعى ميان نژادها يا مليّتها و وطن گراييها يا هر چيزى ديگر از اين قبيل را درهم مىشكند . پايان اين آيهء كريم - با هم آهنگى و تناسب - مكمّل كلمهء « فرقان » است كه در آيهء پيشين ياد شد ، و آن آيه از آنچه مراد از دو كلمهء « فقدّره تقديرا - پس آن را به اندازه و نظم و قانون مقدّر ساخت » كه در پايان اين آيه آمده ، به دور نيست ، زيرا فرقان آمده است تا انسان را با تقديرها و برسنجيدنهاى الهى و نظامهاى ربّانى آشنا كند ، و تقديرها همان نظامها و قوانين هستند . احاديث دربارهء معناى تقدير و حدود آن مطالبى افزوده‌اند كه ما پاره‌اى از آنها را در اينجا يادآور مىشويم : از على بن ابراهيم هاشمى روايت كرده‌اند كه گفت : شنيدم ابو الحسن موسى بن جعفر - عليهما السّلام - مىگويد : « هيچ چيزى وجود ندارد مگر آن كه خدا آن را خواسته و اراده كرده و تقدير