نموده و گذرانده است » « 3 » .
گفتم : معنى « شاء خواست » چيست ؟ گفت : « آغاز به كار كرد » .
گفتم : معنى « قدّر اندازه گرفت » چيست ؟ گفت : « اندازه گيرى چيزى از درازا و پهناى آن » .
گفتم : معناى « قضى گذرانيد » چيست ؟ گفت : « چون چيزى را بگذراند تنفيذ و اجرا مىكند و اين همان است كه هيچ بازگشتى ندارد » « 4 » .
/ 389 تقدير الهى مدتى طولانى پيش از آفرينش بوده است . از ابو على بن موسى الرضا از پدرانش ، از على - عليهم السّلام - با اسناد چنين روايت كردهاند كه گفت : پيامبر خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - گفت :
« همانا خداى عزّ و جلّ دو هزار سال پيش از آن كه آدم را بيافريند ، مقادير را تقدير كرد ، و تدابير را تدبير كرد » « 5 » .
و امام رضا - عليه السّلام - به يونس گفت :
« مىدانى تقدير چيست ؟ گفت : نه . گفت : نهادن حدود است از اجلها و روزيها و بقا و فنا » « 6 » .
سواى او خدايانى برساخته گرفتند
[ 3 ] «
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
- سواى او خدايانى ديگر گرفتند كه هيچ چيز نمىآفرينند و خود مخلوقند . . . » روند قرآنى هم چنان جريان مىيابد تا دلها را از اساطير ( داستانهاى كهن و خيالى ) جاهليت پاك سازد و بگويد كه هيچ خداى بر ساختهاى نيست كه سواى خداى يكتا بتواند بيافريند و نو آفرينى كند . هرگز . . . بلكه آن خدايان دروغين خود
هامش
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 4 ، ص 3 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 4 ، ص 3 .
( 5 ) - همان مأخذ ، ص 4 .
( 6 ) - همان مأخذ ، ص 5 .