به نظرم مىرسيد كه مقصود از اين تعبير دو امر باشد كه عبارت است از :
اوّلا : اين كه عظمت پيامبر ( ص ) ناشى از بندگى او نسبت به پروردگار خويش و اخلاص وى نسبت به ذات سبحان اوست .
ثانيا : اين كه قرآن از انديشهء پيامبر نيست ، و تراوشى طبيعى از ذهن و كمال عقل او يا دليلى بر تفاوت نژاد و عنصر او نمىباشد .
« فرقان » كلمهاى است مشتق از فرق يفرق مفارقة ، و قرآن از اين جهت فرقان ناميده شده / 387 كه به انسان قدرت تميز و تشخيص مىدهد ، و مسئوليّت اختيار را بر عهدهء او مىنهد .
در نصّ منقول پشت در پشت از ابى عبد اللَّه ( ع ) دربارهء معنى فرقان آمده است كه : دربارهء گفتهء خداى تعالى « نزّل الفرقان فرقان را فرو فرستاد » گفت :
« مراد آيات محكمات است ، و تمام كتاب قرآن است كه پيامبران پيش از آن تصديقش كردهاند » « 1 » .
در صحيفهء سجّاديّه از ابى محمد باقر زين العابدين - عليهما السّلام - آمده است :
« و فرقان را ( فرستادى ) كه بدان ميان حلال و حرام خود فرق نهادى ، و قرآن را كه قوانين احكام خود را بدان وسيله اعلام كردى » « 2 » .
[ 2 ] وقتى انسان پروردگار خود را كه فرقان را فرستاده بشناسد راستى و درستى اين كتاب را مىشناسد ، و هر چه شناخت او به پروردگارش افزون شود تواناييش بر استفاده از كتاب او افزونتر مىشود ، و اين كتاب نزد او به صورت مقياس خير و شر ، و سود و زيان در مىآيد . و اين از آن روست كه هر كس كه پروردگارش با نامها و ويژگيهاى نيك او بشناسد و آن گاه آيات اين كتاب را بر او بخوانند ، جلوهگريهاى پروردگارش را در آن مىبيند ، و در مىيابد كه ممكن نيست چنين
هامش
( 1 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 310 .
( 2 ) - همان مأخذ .