«
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
- و خدا شنوا و داناست . » پس بر چنان زنى جايز نيست سخنانى بگويد كه شهوت مردان را بر انگيزد يا نيّت اقدام به حركت حرامى معيّن كند ، زيرا خداوند گفتهء آشكار را مىشنود و از نيّت پنهان نيز آگاه است .
[ 61 ] «
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ
- بر نابينا حرجى ( و پروايى ) نيست و بر لنگ حرجى نيست و بر بيمار حرجى نيست . . . » يكى از مفسّران گويد : برخى از مردم در دوران جاهليّت از رفتار با اين سه گروه پروا داشتند و بر اين باور بودند كه خداوند بر كسانى كه بدين حالات گرفتار شدهاند خشم گرفته است ، و از اين رو از آنان دور مىشدند . اين آيه نازل شد تا حقيقت را بيان كند كه خداوند بر ايشان خشم نگرفته است ، بلكه ضرورت دارد كه با نيكى با آنان معاشرت شود . در روايت پشت در پشت منقول از امام باقر - عليه السّلام - آمده است :
« اهل مدينه قبل از آن كه اسلام بياورند كور و لنگ و بيمار را از غذا خوردن با خود كنار مىنهادند - و با آنها غذا نمىخوردند - و انصارى كه در ميان آنها بودند از لحاظ مراعات و بزرگداشت مىگفتند : / 362 كور خوراك را نمىبيند ، و لنگ نمىتواند به سبب انبوهى ديگران خود را به غذاى سفره برساند ، و بيمار نيز نمىتواند مانند تندرست غذا بخورد ، از اين رو غذاى آنان را كنارى نهادند و بر آن بودند كه هم غذايى با ايشان متضمّن گناهى است ، و كور و لنگ و بيمار نيز مىگفتند : اگر ما با آنان غذا بخوريم شايد موجب آزارشان شويم ، و بدين سبب خود را از هم غذا شدن با تندرستان كنار كشيدند . چون پيامبر بيامد در اين باره از او پرسيدند ، آن گاه خداى عزّ و جلّ اين آيه را نازل كرد : «
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً
« 41 » - گناهى مرتكب نشدهايد اگر با هم بخوريد يا جدا جدا » .
هامش
( 41 ) - همين آيهء 61 .