نباشد ، بلكه واجب است كه در مجراهايى قانونى وارد شود . پس انسان منظّم به فرمانبردارى از فرماندهى يا ولىّ امر يا رئيس خانوادهء خود اكتفاء نمىكند بلكه هم چنان به حدود قوانين اجتماعى واجب نيز ملتزم است و آنها را مراعات مىكند ، شايد اين قوانين داراى اهميّتى چندان به نظر نرسد ، ولى وقتى در زندگى اجتماعى به مرحلهء اجرا درآيد داراى سودى بزرگ مىگردد ، مثلا وقتى اسلام فرد مسلمان را ملزم به وفاى عهد و پايبندى به وعدهء خود مىكند ، مىدانى كه اين امر چه قدر زندگى اجتماع را منظم مىسازد و چه قدر وقت را كه به هدر مىرود حفظ و مراعات مىكند ؟ و تا چه اندازه روابط استوار و پاكيزهء مردم را محافظت مىكند ؟
همچنين وقتى اسلام تنظيم وقت را لازم مىشمارد از آن روست كه اين امر نيازى است اجتماعى و ضرورتى حياتى زيرا در آن صورت انسان نمىتواند هر كارى را هر وقت خواست انجام دهد و هر لحظه ميل داشت دست به خريد و فروش بزند و حتّى در خصوص خوابيدن هر جا و هر وقت خواست بخوابد ، بلكه براى هر يك از فعاليّتها و امور زندگى اوقاتى معيّن وجود دارد ، / 359 و با وجود آن كه تنظيم وقت به نظر بسيارى از مردم كارى ثانوى مىآيد بيشتر شبيه به قنات و مجرايى است كه آب باران را از پراكندگى حفظ مىكند ، زيرا تعيين اوقات نيروهاى انسان را از تشتّت و پراكندگى محفوظ مىدارد و تمام نيروها را براى جريان يافتن در مجرايى واحد گرد مىآورد .
از اينجاست كه در اين آيات تأكيدى بر ضرورت مراعات اوقات آسايش انسان مىيابيم كه بنا بر عادت معمولا پيش از نماز صبح و هنگام ظهر و همچنين پس از نماز عشاء است ، و به عبارت ديگر تأكيد بر ضرورت مراعات اوقات و برنامههاى ديگران است .
و حتّى بر كودكان واجب است كه در اين فواصل اجازه بگيرند تا خانهها به صورت محلّى امن باقى بمانند كه انسان بتواند هر وقت خواست در آنها بياسايد .
ما بايد اوقات آسايش را از اوقات كار جدا سازيم ، تا وقتى براى آسايش وجود داشته باشد ، هم چنان كه وقتى به كوشش و فعاليّت براى به دست آوردن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 358
مساهمون: احمد آرام
ص٣٥٨