تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اجتماعى در پيش گيرد . امّا پاسخ پرسش سوّم : الف : گروهى از مفسّران گفته‌اند ( استخلاف جانشين كردن ) يعنى رفتن گروهى از مردم و در آمدن گروهى ديگر به جاى آنها . ب : بعضى ديگر گفته‌اند معنى استخلاف همانا گرامى داشتن مؤمنان به وسيلهء خداست بدين سان كه ايشان را پيشوايان و امامان مردم قرار مىدهد ، تا به اجراى شريعت بپردازند ، هم چنان كه پيامبران و سفارش شدگان و شايستگان « از » مؤمنان را پيش از ايشان جانشين ساخت . واقع اين است كه جانشينى بدان معنى كه در تفصيل ( الف ) آمده معنايى تنگ و محدود براى اين كلمه است ، چه همهء مردم جانشين كسانى هستند كه پيش از اينان بوده‌اند ، حتّى كافران نيز چنين هستند ، و موجبى براى تخصيص وجود ندارد ، زيرا خداوند به مؤمنان وعدهء خلافت عامّه داده است . و به طور عموم جانشينى ( و خلافت ) در زمين همان رهبرييى است كه خداوند به گروهى از مردم مىبخشد ، زيرا ايشان از ارزشهايى كه بر آنان نازل شده پيروى مىكنند . در اين صورت واقع جانشينى ( و استخلاف ) يعنى دو امر : يكم : اين كه خداوند به مؤمنان سلطه و چيرگى مىبخشد و آن را به استوارى برايشان ممكن مىسازد . دوم : اين سلطه جز به اذن خداوند نيست كه آن را تحقق بخشيده و بدان شرعيّت داده است . / 349 «
وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ
- و دينشان را - كه خود برايشان پسنديده است - استوار سازد . . . » پس سلطه آنان مانند هر سلطهء ديگر مادّى نيست ، بلكه سلطه ايست روحى كه ارزشهاى رسالت آن را فرماندهى و رهبرى مىكند . «
وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ
- و وحشتشان را تبديل كند . . . »