«
وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ
- و بر شماست آنچه به شما تكليف كردهاند . . . » و عبارت است از پذيرفتن آنچه وى بدان فرمان مىدهد .
خداوند هر كسى را جداگانه پاداش مىدهد ، بى آن كه مسئوليّت مردم را بر دوش پيامبر ( ص ) نهد ، هم چنان كه پيامبر را نيز مكلّف نساخته است كه فرمانبردارى را بر مردم فرض و تحميل كند .
«
وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا
- و اگر از او اطاعت كنيد هدايت يابيد . . . » زيرا بدين وسيله به فهم حقيقى زندگى مىرسيد .
از اين آيه به تأويل گفتهء خداى سبحان در آيهاى كه پيشتر گذشت پى مىبريم كه : «
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- و خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مىكند » زيرا مىفهميم كه فرمانبردارى از پيامبران و سفارش شدگان همان وسيلهء هدايت و مخالفت با ايشان همانا راه گمگشتگى است .
«
وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
- و بر پيامبر جز تبليغ آشكار هيچ نيست . » با وجود آن كه ما به عنوان مسلمان به اين انديشه اعتقاد داريم ، ولى وقتى مىخواهيم آن را به مرحلهء اجرا در آوريم / 347 بر ما گران مىآيد ، زيرا انسان به طبع خود مىكوشد از مسئوليّت بگريزد و خطاها را بر دوش ديگران بيفكند ، يا انجام ندادن تكاليف خويش را بر عهدهء رهبرى اندازد ، هر چه باشد ، پس پسر گناه را به گردن پدر مىافكند ، و شاگرد به گردن استاد ، و مدرّس به گردن مديريّت مدرسه و مديريّت مدرسه به گردن وزارتخانهء مربوط به خود ، و همچنين . . .
هر يك از ما براى آن كه از سنگينى بار مسئوليّتى كه آسمانها و زمين و كوهها از آن خوددارى كردند ، خلاص شود ، از چپ و راست تهمت مىزند و در اين مورد حتى از رهبرى نيز فروگذار نمىكند بلكه سهم بيشتر اتّهامات را نصيب رهبرى مىسازد ، و اين خود در عين حال انديشهاى گمراهانه است .