مجموعهء فرمانبردارى از خداى سبحان در مىآيد ، از اين رو اين دو اطاعت بدون فرمانبردارى از پيامبر كافى نيستند . شايد مراد از « رحمت » / 351 در اين آيه پيروزى بر دشمنان باشد .
يارى رساندن زاييدهء اعتماد به نفس است
به امّتى كه به نيرومنديها و توانمنديهاى خود بر پيروزى اعتماد ندارد يارى نمىرسانند .
پس سزاوار نيست كه اشخاصى به صورت مانعى ميان مؤمنان و بر پا كردن حكومت اسلامى و سلطهء شرع در سرزمينى كه نيروى گردنكشان و ثروت توانگران يا نادانى مردم را در آن مىيابند ، قرار گيرند ، و حتّى اعتقاد آن اشخاص دائر بر اين كه كافران قدرت و ارادهء آنها را بر مبارزه و پيروزى سلب كردهاند نيز باطل است .
پس اى مؤمن از كافران باك مدار ! [ 57 ] «
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ
- هرگز مپندار كه كافران در اين زمين عاجز كنندگانند . . . » گمان مبريد كه سلطههاى كافر ارادهء شما را سلب كرده و شما را به لبهء پرتگاه عجز و ناتوانى كشاندهاند .
«
وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُ
- جايگاهشان جهنّم است و چه بد سرانجامى است . » پس از لحاظ مادّى نيرويى ندارند كه مؤمنان را از گرفتن حقّ خود باز دارند و از لحاظ معنوى سرانجامشان به دوزخ است و چه بد سرانجامى ! و اين بدان معنى است كه خدا پشتيبانى خود را از آنها بر گرفته ، پس هرگز كسى را نمىيابند كه به آنها بر ضدّ مؤمنان يارى دهد ، «
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ
« 38 » - اين بدان سبب است كه خدا ياور كسانى است كه ايمان آوردهاند ، و كافران را هيچ ياورى نيست » .
هامش
( 38 ) - محمّد / 11 .