هامش
كه آثار بزرگى و بزرگوارى از او نمايان است ، وارد شدند دست و دل من ديگر دنبال كار نمىرفت ، مىخواستم آقا را تماشا كنم .
آقا آمدند و اطراف شبستان قدم زدند . تشريف آوردند جلو تختهاى كه من بالايش كار مىكردم ، دست كردند زير عبا و پولى در آوردند ، فرمودند : استاد اين را بگير ، بده به بانى مسجد .
من عرض كردم : آقا بانى مسجد پول از كسى نمىگيرد ، شايد اين پول را از شما بگيرم و او نگيرد و ناراحت شود . آقا تقريباً تغيير كردند ، فرمودند : « به تو مىگويم بگير . اين را مىگيرد » . من فوراً با دستهاى گچآلود ، پول را از آقا گرفتم ، آقا تشريف بردند بيرون .
پيش خود گفتم : اين آقا در اين هواى گرم كجا بود ؟ يكى از كارگرها را به نام مشهدى على ، صدا زدم . گفتم : برو دنبال اين آقا ببين كجا مىروند ؟ با چه كسى و با چه وسيلهاى آمده بودند ؟ مشهدى على رفت . چهار دقيقه شد ، پنج دقيقه شد ، ده دقيقه شد ، مشهدى على نيامد ، خيلى حواسم پرت شده بود ، مشهدى على را صدا زدم پشت ديوار ستون مسجد بود ، گفتم : چرا نمىآيى ؟
گفت : ايستادهام آقا را تماشا مىكنم ، گفتم : بيا ، وقتى آمد ، گفت : آقا سرشان را زير انداختند و رفتند ، گفتم : با چه وسيلهاى ؟ ماشين بود ؟ گفت : نه ، آقا هيچ وسيلهاى نداشتند ، سر به زير انداختند و تشريف بردند . گفتم : تو چرا ايستاده بودى ؟ گفت : ايستاده بودم آقا را تماشا مىكردم .
آقاى رجبيان گفت : اين جريان پنجاه تومان بود ، ولى باور كنيد كه اين پنجاه تومان يك اثرى روى كار مسجد گذارد . خود من اميد اينكه اين مسجد به اينگونه بنا شود و خودم به تنهايى آن را به اينجا برسانم ، نداشتم . از موقعى كه اين پنجاه تومان به دستم رسيد ، روى كار مسجد و روى كار خود من اثر گذاشت . » پايان حكايت .
نگارنده گويد : اگر چه متن اين حكايتها ، بر معرفى آن حضرت ، غير از اطمينان صاحب حكايت به اينكه سيد معظّمى كه نقشة مسجد را مىكشيد و در مسجد جمكران با او سخن فرمود ، شخص آن حضرت بوده است ، دلالت ظاهر ديگر ندارد ، اما چنان كه « محدث نورى » در باب نهم كتاب شريف « نجم ثاقب » شرح داده است ، وقوع اين گونه مكاشفات و ديدارها ، براى شيعيان آن حضرت ، حداقل از شواهد صحت مذهب و عنايات بواسطه يا بلاواسطه آن حضرت به شيعه است . و بالخصوص كه مؤيد به حكايات ديگرى است كه متن آنها دلالت بر معرفى آن حضرت دارد . بعضى از آن حكايات در همين عصر خود ما واقع شده است و به يارى خداوند متعال در كتاب جديدى كه مخصوص تشرّفهاى معاصرين است ، در اختيار شيعيان و ارادتمندان آن غوث زمان و قطب جهان ، أرواحنا فداه ، قرار خواهد گرفت ، ان شاء الله تعالى ، و ما توفيقى إلا بالله .