تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
پس از آنكه سربازها همه رسيدند ، فرمانده ، فرمان ورود به سرداب را داد . سربازهايى كه ديده بودند آن حضرت بيرون آمدند ، گفتند : « مگر آن كس نبود كه بيرون رفت و بر تو عبور كرد ؟ » گفت : « او را نديدم ، چرا او را رها كرديد ؟ » گفتند : « ما گمان مىكرديم تو او را مىبينى » حاصل اينكه موضوع مختفى بودن آن حضرت در سرداب ، يكى از دروغ‌هاى بزرگى است كه به شيعه بسته‌اند ، ولى قابل انكار نيست كه خانه حضرت امام حسن عسكرى عليه‌السّلام سال‌ها در دوران غيبت صغرى مقرّ آن حضرت بوده است ، و بعضى از خلفا هم اين مطلب را مىدانستند . و لذا در روايت رشيق خادم است كه معتضد ، نشانى خانه و خادمى را كه بر در آن ايستاده است به رشيق داد . چنان كه از بعضى حكايات و تواريخ استفاده مىشود ، معتمد خليفه و راضى ، بلكه احتمالا مقتدر نيز ، از جريان امور ، كم و بيش مطلع بوده‌اند ؛ و امام عليه‌السّلام و نُوّاب او را مىشناختند ، و بعد هم ، از خلفاى ديگر كه در عصر غيبت كبرى بوده‌اند ، ناصر خليفه كه از اعاظم و علماى خلفاى بنىعباس است ، عارف به آن حضرت بوده است و درى كه هم اكنون بر صفه سرداب است و از آثار باستانى و نفايس اشياى عتيقه است ، در عصر او و به امر وى ساخته شده است . از آنجا كه خانه و سرداب موجود ، از بيوت مقدس است و بدون شك و شبهه محل عبادت و مقرّ و منزلگاه سه نفر از ائمه اهل‌بيت عليهم‌السّلام بوده است ، از آغاز مورد نظر شيعيان و دوستان و حتى خليفه‌اى مثل ناصر بوده ، و عبادت و اطاعت خدا را در آن اماكن شريفه مغتنم مىشمردند و آن را از