عالم كون را به ناموس نسبت داد چنانكه نسبت دادن آن به ماده هم جايز نيست و نمىتوان نواميس طبيعى را ثابت و غير قابل تغيير شمرد و از نظر علم ، اظهار اطمينان به اينكه اين نواميس همواره همچنين بوده و خواهند بود غلط و حاكى از جهل يا غرور و خود پسندى است . و همچنين تعريف نواميس به عنوان اينكه اشيائى و عواملى غير از وضع و ساختمان كاينات و علايق آنها به يكديگر باشند ، دشوار است و لذا برخى از دانشمندان بزرگ كه مىخواهند سخنانشان استوار و دقيق و به حقيقت نزديكتر باشد ، در مقام تعريف نواميس به صراحت اظهار تحير و سرگردانى كردهاند .
منطق استوار و توحيدى اسلام
منطق توحيد و منطق محكم قرآن مجيد كه تمام كاينات را مخلوق خدا و خدا را خالق هر شىء ، مخلوقات را مسخر اراده او ، تمام نظامات ، قواعد حاكم بر عالم طبيعت ، بقاى آسمان و زمين و ارتباطات آنها را به يكديگر فعل خداوند قدير و به تقدير آفريننده دانا و عليم مىداند ، بر اين تحيرها پايان مىدهد و نور ايمان به خدا را در چنين هنگامهاى كه ماديين در درياى تحير غرق و اسير دست امواج ، هر كدام به سويى مىروند ، در دلها روشن مىسازد .
اسباب و حوادث طبيعى چه اينكه ناموس و قاعده باشد و چه خود اجسام مادى ، از نظر اسلام هيچ سبب طبيعى و غير طبيعىاى فاعل مستقل نيست و هر چه هست و باشد مسخر اراده و حكم خدا و مشيت اوست .
تمام كاينات از اسباب و مسبّبات بر وجود قصد و هدف ، دلالت دارند و هيچ قاعده و سنّتى از قواعد و اسباب نواميس طبيعى ، تغيير ناپذير نيست ، خورشيد و ماه و تمام مخلوقات در مسير خود قرار دارند . و در مدارهاى خود در حركت و گردشند و از نظامى كه بر ايشان مقرر شده تخلف ندارند :