يا تشريع ، قواعدى است كه عقلًا تخلف از آن محال غير ممكن نقض غرض و خلاف لطف عدل حكمت علم قدرت و ساير صفات كماليه خداوند متعال باشد ، مانند : اعطاى معجزه به انبيا ، عدم تكليف به غير مقدور ، اشتراط عصمت در انبيا و ائمه عليهمالسلام وجود معصوم و حجت در هر عصر و دوره ، افزايش نعمت به واسطه شكر ، سلب نعمت به واسطه كفران ، تأثير كار و كوشش ، علم و عمل در ترقى و پيشرفت مادى و معنوى و نابودى اقوام و ملل به واسطه خيانت ، فحشا ، طغيان و فساد . و در عالم تشريع ، سنن ثابت الهى كه باقى و پايدار است ، مانند : احكام ثابت در تمام شرايع و مثل تمام دستورات و تعاليم عبادى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ، جزائى و به طور كلى تمام احكام اسلام در هر موضوع ؛ فقط در اينجا نكتهاى را كه مىخواستيم بيان شود همين بود كه از نظر يك نفر مسلمان تفاوت نمىكند كه اسباب و علل ظاهرى حوادث طبيعى ، نواميس باشند يا خود موجودات مادى ؛ چون در هر دو صورت ، كاينات ، آيات و نشانىهاى خدا مىباشند . و نواميس هم مثل قانون جاذبه عمومى اگر براهين خداشناسى مثل « برهان نظم و عنايت » را محكمتر نسازد و تفسير آياتى از قرآن مجيد را راجع به حسابها و اندازههاى معلوم و معينى كه در آفرينش و آسمان و زمين وجود دارد ، روشنتر نسازد ، از قدرت آن براهين به قدر سر سوزنى نمىكاهد .
البته از تأمل در آيات قرآن مجيد استفاده مىشود كه مردم نبايد چنان سرگرم توجه به اسباب مادى و نواميس طبيعى شوند كه خدا را كه مسبب الاسباب است فراموش نمايند و از بركات ياد و ذكر او محروم گردند .
در بيشتر آيات قرآن كريم كه راجع به خلقت و حوادث طبيعى است اشارهاى به اسباب ، وسايط و تأثير آنها نشده است . شايد يكى براى اين نكته باشد كه بسيارى از اسباب و علل ظاهرى را مردم مىبينند مثلًا مىبينند كه از ابر ،
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٥٨