تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
وَ الشَّمْسُ تَجْري لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذَلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ ) وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّي عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَديم ) لَاالشَّمْسُ يَنْبَغي لَها انْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ في فَلَك يَسْبَحُون « 1 » اراده و قدرت الهى است كه اين برنامه را در عالم تكوين براى مخلوقات مقرر فرموده و هر نوع نظامى را كه او بخواهد در آن برقرار شود ، مىشود . هم نظام را او قرار داده و هم موجودات مسخّر و فرمانبر او در تبعيت از اين نظام هستند و اين نظام به اراده و سنت او ادامه دارد . اين نظام مثل خود ماده ، حادث است و به طورى كه از بعضى آيات قرآن استفاده مىشود زمانى كه خداوند مىخواهد ، تغيير مىكند ، بلكه فعل انسان نيز بر حسب مشيت و خواست الهى در تأثير بعضى از اسباب و علل ظاهرى و سرعت و كندى آن و در جلوگيرى از تأثير بعضى از اسباب و يا باطل شدن سبب مادى يك شىء و نابود شدن آن ، مؤثّر است كه در واقع اين هم خود يكى از نواميس و نظامات است كه انسان با استعداد خداداد مىتواند در نظام اسباب ، وارد شود و كوشش و فعاليت بيشتر كند و بفهمد كه چگونه اين اسباب را مىتوان تسخير كرد و ضمن بررسى خواص اشيا و شرايط و موانع تأثير آنها در رشته‌هاى مختلف علمى استاد و محقق شود ؛ هر چند احاطه بر تمام عالم اسباب و مسببات براى افراد عادى و غير مؤيد من عنداللّه ، ميسّر نيست . از نظر منطق اسلام ، قواعد و نواميس ثابت و تخلف ناپذير ، در عالم تكوين
هامش
( 1 ) . يس ، آيات 38 - 40 . .