حتى دانشمند معروف اميل بوثرو عضو سابق مجمع علمى فرانسه كتابى به نام امكان نواميس طبيعى نگاشته كه مكرر به چاپ رسيده است .
بوثرو ، در اين كتاب مىگويد : « خطاست اگر بگوييم نواميس ، حوادث طبيعى را رهبرى مىكنند ؛ زيرا اين نواميس پيش از اشيا نبودهاند بلكه اشيا اقتضاى آنها را دارند . » ( يعنى به عكس اينكه نواميس علت حوادث طبيعى باشند نواميس خودشان معلول اشياى طبيعى و از حالات آنها مىباشند و اين نواميس فقط بر علايق طبايع اشيا كه پيش از وجود نواميس بودهاند دلالت دارند .
تا اينكه مىگويد :
« وجود انسان را كه صاحب شعور است نمىتوان كار نواميس طبيعى و فيزيولوژى دانست ؛ زيرا اگر وجود انسان و كارهاى او را به طبيعت نسبت بدهيم كارهايى را به طبيعت نسبت دادهايم كه از احداث و انجام آن كارها عاجز است . » « 1 »
جان كلولند كوثرن رياضيدان و شيميدان مىگويد :
« ماده نمىتواند خود و قوانين حاكم بر خويش را بيافريند . عمل آفرينش ناچار بايد به وسيله عاملى غير مادى صورت گرفته باشد » . « 2 »
رونالد هانرى پورتر عالم فيزيك و رياضى مىگويد : « در علم فيزيك به سؤالاتى مىتوان پاسخ داد كه اوّل آنها لفظ « چگونه » باشد .
و به اغلب سؤالاتى كه در اول آنها لفظ « چرا » باشد . علم فيزيك نمىتواند جواب بدهد ؛ مثلًا جواب سؤال « چگونه دو جسم همديگر را جذب مىكنند ؟ » را قانون جاذبه نيوتن به خوبى داده ولى جواب سؤال « چرا دو جسم همديگر را جذب مىكنند ؟ » داده نشده است ، حتى جواب بسيارى از سؤالاتى كه با « چگونه »
هامش
( 1 ) . على اطلال المذهب المادى ، ج 1 ، ص 64 و 65 .
( 2 ) . اثبات وجود خدا ، ص 44 . .